معیار کج!
ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

1-

چندی پیش گزارشی از رده بندی دانشکده های مدیریت و اقتصاد انگلستان بر مبنای میزان ارجاع به مقالات منتشر شد که در آن دانشگاه دانشکده مدیریت و اقتصاد ساسکس در رتبه دوم انگلستان و بعد از London Business School قرار گرفت. جدول زیر نشان دهنده 14 موسسه اول از میان 185 موسسه موجود در این رنکینگ است. اما مساله این است که این دانشکده حدودا یک سال است که تاسیس شده است و قرار گرفتن آن در چنین رتبه ای در وهله اول عجیب به نظر می رسد. البته ابتدائا رنکینگ برای دانشکده هایی صورت گرفت که بیش از 500 مقاله در سال داشته اند و این دانشکده تازه تاسیس در آن رتبه بندی نیامده بود، اما رتبه بندی ثانویه شامل همه دانشگاه ها منتشر شد که نتیجه آن در زیر قابل مشاهده است.

2-

هفته پیش فاگربرگ که قرار است یک سالی در اسپرو باشد سمینار بسیار جالبی داشت در ارتباط با حوزه مطالعات نوآوری، تحقیقی که به زعم خودش ده سالی است که روی آن کار می کند. علاقه وی این بود که بتواند حوزه مطالعات نوآوری و دانش تولید شده در آن را به تصویر بکشد و به زیبایی نشان داد که معیار ارجاع به مقالات اصلا نمی تواند معیار خوبی از این مساله باشد که چه کارهایی اثر گذارتر و مهم تر بوده اند. وی با متدولوژی متفاوتی که در پیش گرفته بود (که ذکر آن ازحوصله این نوشته خارج است) نشان داد که پر ارجاع ترین کتاب در ارتباط با نوآوری در رتبه 13 کارهای پراهمیت است در حالیکه یکی از آثار فریمن که رتبه دوم از حیث اهمیت و اثرگذاری را دارد از حیث ارجاعات از نصف رتبه 13 هم کمتر است و ...

UK rank

Institution

Papers

Citations

Cites/ paper

1

London Business School

621

7,825

12.60

2

University of Sussex

252

2,696

10.70

3

University College London

564

4,797

8.51

4

University of Edinburgh

298

2,563

8.60

5

University of Oxford

1,092

8,895

8.15

6

University of Strathclyde

358

2,807

7.84

7

University of York

518

4,027

7.77

8

University of East Anglia

300

2,322

7.74

9

London School of Economics

1,300

9,933

7.64

10

University of Cambridge

879

6,394

7.27

11

University of Nottingham

996

7.124

7.15

12

University of Warwick

988

7.015

7.10

13

Cardiff University

577

3,498

6.06

14

University of Manchester

778

3,803

4.89

3-

دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه ساسکس یک سالی است که تاسیس شده و اسپرو که قبلا مستقل بود اکنون به عنوان بخشی از این دانشکده درآمده است. زمانی که بحث ادغام و تاسیس بسیار داغ بود، یکی از استدلالاتی که دانشگاه برای این مساله داشت این بود که کارهایی که در اسپرو انجام می شود را نه می توان تحت عنوان اقتصاد، نه مدیریت، و نه رشته سیاست عمومی قلمداد کرد و از این روی این کارها خود را در رنکینگ ها نشان نمی دهند. به هر روی با فشار دانشگاه این ادغام صورت گرفت و خوب یکی از اولین نتایج آن این بود که مقالات اسپرو تحت عنوان مدیریت و اقتصاد اکنون قلمداد می شوند و از این روی دانشکده مدیریت و اقتصاد توانسته رتبه دوم انگلستان را به دست آورد.

4-

اکنون خیلی ها می دانند که معیار مقالات و ارجاعات معیار مناسبی برای اندازه گیری اهمیت کارهای آکادمیک و اثرگذاری آنها نیست، اما همه آن را استفاده  می کنند. اخیرا آنقدر مساله رنکینگ دانشگاه ها و موسسات مهم شده است و از طرفی به خاطر اینکه این رنکینگ ها نمی توانند واقعیت را منعکس کنند، اتفاقی که می افتد این است که موسسات ناچار می شوند این رنکینگ را به عنوان یک واقعیت اجتماعی مهم قبول کنند و از این روی فعالیتهای خود را مبتنی بر رنکینگ ها و معیارهای آنها ساماندهی کنند.

5-

اینجا در اسپرو کسی منکر این مساله نیست که کیفیت مقالات و کارها مهم است و باید آنها را مدنظر قرار داد، همچنین آنها منکر این نیستند که کیفیت مقالات و کارهایشان قابل توجه است، اما آنها اعتقاد دارند که باید این کیفیت را با معیار دیگر و صحیح تری اندازه گیری کرد (نه صرف ارجاع مقالات). آنها خودشان می دانند که یک حوزه میان رشته ای هستند و در قالب هیچ رشته خاصی نمی گنجند و معیارها و شاخصهای فعلی در ارتباط با مطالعات میان رشته ای فوق العاده ناکارآمد هستند اما وقتی سیستم این است، به قول Joe Tidd با این که ما می دانیم این معیارها درست نیستند، اما لااقل با اسپرو مهربان بودند. اما از آن طرف آنها کار خودشان را هم انجام می دهند، نظیر کاری که فاگربرگ در حال انجام آن است.

6-

این رویه در کشور ما هم باب شده است و یک محقق و یا استاد دانشگاهی به جای آنکه هم و غمش حل مسائل کشور و یافتن جنبه های پنهان واقعیت باشد، احساس می کند که نوشتن مقاله ISI کاری است که باید بر روی آن وقت بگذارد و این مساله گاها چنان مهم می شود که سایر جنبه ها را تحت تاثیر قرار می دهد و اتفاقی که می افتد این است که "معیاری" که برای اندازه گیری یک "چیزی" درست شده است از خود آن "چیز" مهم تر می شود و همه تلاشها مصروف بالا بردن آن "معیار" می شود در حالیکه خود آن "چیز" دست نخورده باقی می ماند، چرا که "معیار" نمی توانسته منعکس کننده و شاخص خوبی برای آن "چیز" باشد.

7-

اما نکته ای که مهم است این است که در بسیاری از کشورها نهادهای علمی ایجاد شدند و اکنون این مساله بر کارکرد آنها می تواند اثر منفی بگذارد. اما برای ما مهم است که نکند این معیارها و شاخصها در همان ابتدا نهادهای ما را "کج" بنا کند و به قول معروف:

خشت اول گر نهد معیار کج                        تا ثریا می رود دیوار کج

{البته در شعر اصلی معمار بوده است که با توجه به موضوع فوق نگارنده خود آن را به معیار تبدیل کرده است}

خلاصه مواظب باشیم گول نخوریم!

 ابراهیم