چگونه بچه‌دار شويم؟!
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

زن و شوهري بعد از سالهاي سال كه در خانه خود به تنهايي زندگي مي‌كردند، روزي صداي بچه همسايه‌شان را كه حدودا 20 سال داشت مي‌شنوند. از روي كنجكاوي سري به منزل همسايه مي‌زنند و جمالات و كمالات اين پسر رعنا، هوس داشتن بچه را به جان آنها مي‌اندازد. وقتي كه به خانه بر مي‌گردند، زن به شوهر مي‌گويد بهترين كار براي داشتن چنين پسر رعنايي، اين است كه از دستهاي او شروع كنيم. بيا دو تا دست بسازيم. چونكه اطلاعات خاصي نداشتند، شروع كردند با گچ دست درست كردند. اولش خيلي نگران نبودند، چونكه اين دست، نرمي دست يك انسان را داشت، اما كم كم كه گچ خشك شد و ترك برداشت، كمي علايم نااميدي در چهره آنها نمايان شد. خلاصه تمامي اعضاي بدن يك انسان را به اين ترتيب ساختند و كنار هم گذاشتند، اما متاسفانه اين مجسمه گچي براي آنها آن پسر رعناي زنده و سر حال نشد! صرفا دلشان خوش بود به اينكه يك چيزي دارند كه اسمش را گذاشته‌اند "پسرِما". با خود فكر كردند شايد ايراد از مصالح است، لذا چونكه وضع ماليشان خوب بود رفتند و بهترين گچ ساختماني را خريدند، و دوباره اين تلاش را تكرار كردند، اما نتيجه همچنان مانند سابق بود. گفتند شايد اندازه اندام را خوب انتخاب نكرده‌اند. لذا مجددا با دقت هرچه تمامتر با اندازه‌هاي واقعي مجسمه‌اي از پسرش خيالي‌شان ساختند. اما باز هم آب در هاون كوبيدن بود. بعد از اين همه تلاش بيهوده، روزي زن به شوهرهش مي‌گويد، خوب اشكالي ندارد، بيا چنين فرض كنيم كه اين هم يك انسان است و اصلا بيا چنين بگوييم كه اصلا پسر واقعي اين است، نه چيزي كه ديگران دارند. و اينچنين بود كه هر روز به اين پسر خود ساخته تقليديِ بي‌جان مباهات مي‌كردند، هرچند كه در دل خود مي دانستند كه اين نه آن است كه خود مي‌جويند.

 شايد اين تمثيل البته اغراق آميز، كمك كند كه برخي از مشكلات توسعه علم و فناوري رادر كشورمان بهتر درك كنيم. بسياري از رفتارهايي كه ما طي سالهاي گذشته در خصوص توسعه علم و فناوري در كشورمان انجام داده‌ايم از منظر اين رويكرد بوده است كه خوب براي داشتن يك پسري با كمالات و جمالات فراوان به نام علم و فناوري، بهتر است با گچ، اجزاي آنرا بسازيم و كنار هم قرار دهيم. شايد بهتر باشد كه سياستهاي توسعه علم و فناوري را از نو بازبيني كنيم و تلاش كنيم كه رويكردي طبيعي و ديناميك و مبتني بر قواعد واقعي توسعه اتخاذ كنيم. البته شكي نيست كه اين مثال، خالي از اغراق نيست، ولي براي تقريب به ذهن مي‌تواند كمك كند.

حسين