دکتر چه گفت؟
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آبان ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:
با سلام
راستش مطلبی که در زیر می آید یک هدف اصلی دارد و آن این است که نقدهای شما راجع به آن را گردآوری کند و سپس به صورت مکتوب و منظم گردآوری کند و به دکتر تحویل دهد.
اما دکتر کیست؟ منظورم دکتر واعظ زاده معاون علمی رئیس جمهور است. دیروز بر حسب اتفاق خبردار شدیم که ایشان قصد دارد در جهاد دانشگاهی مدل بومی نوآوری کشور را ارائه کند. لذا در آن جلسه حضور به هم رساندیم. ایشان هم فرمودند که این مدل اولیه است و نیاز به نقد دارد ولی خوب چون جلسه علمی نبود و مجال نقد نبود، آن را اینجا می گذارم تا شما نقد کنید و سپس به خود ایشان تحویل دهم . البته به کلمه نقد هم توجه کنید، به معنی بهبود. لذا هم بیان ظرفیتهای مثبت آن که قابل بهبود است و هم ایرادات آن که قابل بهبود است. همانطور که مستحضرید ایشان بیشتر چهره علمی است تا اجرایی و لذا علاقه بیشتری به این کارها دارد تا سایر کارهای اجرایی و ... . و اما لب کلام:
مدلهای نوآوری در طول زمان و مخصوصا با توجه به تغییر سازوکارهای اجتماع تغییر کرده اند.
1- مدل مبتنی بر مخترعان و مکتشفان قرن نوزدهم حول افرادی نظیر ادیسون. این مدل الان کاربرد ندارد.
2- مدل خطی که عقیده داشت از طرف تکنولوژی و تحقیقات نوآوری اتفاق می افتد. این مدل عمدتا مال اوایل قرن 20 است و جای تامل دارد.
3- مدل کشش بازار که مال تا دهه 70 است و عقیده دارد وجود تقاضا باعت نوآوری می شود.
4- مدل مختلط که هر دو را مطمح نظر قرار می دهد، هم طرف عرضه و هم طرف تقاضا.
5- مدلهای پیشرفته تر که عوامل محیطی را هم دخیل کرده اند نظیر نظام نوآوری.
در همین راستا، مدل آخر را به صورت خیلی ساده زیر رسم می کنیم. این مدل ساده کل سازوکار و جوهره نوآوری را درون دایره گذاشته و متغیرهای عرضه و تقاضا و محیط در بیرون مشاهده می شوند.

اما این مدل در محیطهایی با ویژگیهای مشخص جواب می دهد. این ویژگیها عبارتند از:
1- وضعیت بسامان داخلی اقتصادی و اجتماعی. یعنی مدل بیشتر حول کشورهایی بنا شده که این شرط را دارند.
2- موقعیت نسبتا مطلوب بین المللی. یعنی مدل بیشتر برای کشورهایی است که این موقعیت را دارند.
3- بالفعل بودن بیشتر قابلیتها. کشورهایی که بیشتر قابلیتهایشان بالفعل شده است.
4- وجود سیاستهای محافظه کارانه (مخصوصا بین المللی) به نوعی که تصمیمات ریسک کمی دارد و تغییرات شدید وجود ندارد. این شرایط و پیش فرضها برای کشور ما صادق نیست. ویژگیهای ایران به شرح زیر است:
1- موقعیت غیر رضایتبخش از نظر آحاد مردم و سیاستمداران
2- بالقوه بودن بیشتر قابلیتها
3- تحول سریع در برخی جنبه های موقعیت که برخلاف شرایط آرام مفروض در مدل است.
با اعمال این پیش فرضها می بینیم که این مدل نمی تواند برای ایران کار کند. لذا صرف دو نیروی عرضه و تقاضا نمی توانند پاسخگوی شرایط کشور ما باشند. بنابراین نیروهای دیگری لازم است. حال با مطالعه بعضی موردهای موفق در ایران، مانند موفقیتهای جهاد دانشگاهی، مشاهده می کنیم که یک عامل دیگر وجود داشته که باعث شده نوآوری در شرایط متغیر و سخت ایران اتفاق بیفتد. اسم این عامل را باید محرکهای فرهنگی و به طور خاص معنوی بگذاریم. این عامل با عوامل فرهنگی غرب هم متفاوت است، چون بیشتر حالت درونی دارد تا اینکه شاخصه محیط بیرونی باشد. از طرفی متغیر طرف عرضه هم نیست. بنابراین مدل جدید به شکل زیر است:

تحلیل مدل:
1- نسبت به تغییرات ناخواسته مقاوم تر است. در جاهایی که تقاضا نباشد محرک معنوی کار می کند و حتی قوی تر می شود. 2- ابتنا بر عوامل تاریخی و ریشه دار کشور دارد 3- محیط دشوارتر را پاسخگوست 4- یک عامل اضافه تر دارد، یعنی قدرت تبیین بالاتر.
دلالتهای مدل:
1- باید عامل سوم را در سطوح فردی، سازمانی و فراسازمانی به حساب آورده و تقویت کنیم. 2- به نوع و نحوه حرکت کشور توجه دارد 3- می تواند موقعیت و ماموریتهای نوعی مراکز مختلف را تعیین کند و تعاملات میان آنها را تعریف کند.
این نگاه اثرات مختلفی در نحوه سیاستگذاری مدیران کشور دارد خود معاونت علمی ریاست جمهور در تلاش برای بهره برداری از آن در بخشهای مختلف خود است.
من خودم نقدهای مختلفی به آن دارم که در ابتدا بیان نمی کنم. ولی بسیار مشتاقم که نظرات همه را راجع به آن بدانم و خودم هم نقدم را خواهم گذاشت. خواهش دارم به طور جدی تر به آن نگاه کنید، چرا که این نگاه یک مدیر درجه اول کشور است که با ادبیات بحث هم نشان می دهد غریبه نیست. مخصوصا راجع به مدل بومی نظر بدهید. بچه هایی هم که الان اسپرو هستند می توانند تقلب کرده و مدل را با اساتید آنجا در میان بگذارند و نقدها را بگیرند. می توانیم نقد آنها را هم مستند به دکتر تحویل دهیم. اگر کار خوبی از آب در بیاید، شاید بتوانیم در راستای این مساله که چقدر شناخت دقیق و عمیق تئوریک مهم است گامی برداریم تا سیاستگذاران را بیشتر متوجه اهمیت مساله فهم کنیم.
با تشکر: ابراهیم.