لیک امروز بُتا نوع دگر می خندی!
ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

آينده رشته سياستگذاری علم و تکنولوژی در ايران چيست؟ آيا می توانيم اميدوار باشيم به اينکه اگر بيست سال بعد، محققی بر آن شد تا نقشه شبکه جهانی مطالعات STP  را ترسيم کند، ايران نيز بصورت نقطه ای کوچک در گوشه ای از اين نقشه جايي و سهمی برای خود داشته باشد؟ آيا در هنگام مرور ليست مقالات تاثيرگذار ارائه شده به کنفرانسهای مهم STP  در دنيا می توانيم انتظار داشته باشيم تا در کنار اسامی چينی و برزيلی، بتدريج شاهد ظهور و تکرار اسامی ايرانی نيز باشيم؟ آيا می شود روزی را ببينيم که يک مجله STP  چاپ تهران در رديف مجلات ISI  قرار گرفته و بسياری از محققان کشورهای در حال توسعه مقالات خود را برای داوری و چاپ به اين مجله ارسال می کنند؟ آيا می توانيم اميدوار باشيم که در سال 2017 يک کنگره بين المللی STP  در تهران برگزار شود و در آن اکثر شخصيتهای برجسته اين حوزه حضور بهم رسانند؟ . . . و دست آخر اينکه آيا اين سوالات، سوالات خنده داری هستند؟! 

پاسخ کوتاه من اينست که اين سوالات می توانند خنده آور باشند و می توانند نباشند. اين موضوع تا حدودی وابسته به عملکرد ما در سالهای آينده است و تا حدودی هم وابسته به رفتار سياستمداران و قدرتمندان در قبال اين حوزه از دانش. در سطور زيرين دو سناريو را در حالتهای حدی (Ideal Types) بطور خلاصه مطرح خواهم کرد. تحقق سناريوی اول باعث خواهد شد تا همه ما در انتهای مسير بنشينيم دور هم و به سوالات فوق بنگريم و های های بخنديم! سناريوی دوم سناريويي است که باز هم لبخند را بر لبان همه ما جاری خواهد ساخت منتها لبخندی از نوع ديگر. بقول حضرت مولانا:

از ازل ناف تو بر خنده بريده است خدای/ليک امروز بُتا نوع دگر می خندی!

سناريوی اول: پاييز سال 1405 به نيمه رسيده است و اکنون که به گذشته می نگريم، فارغ التحصيلان سياستگذاری علم و تکنولوژی را می بينيم که هرکدام در يکی از وزارتخانه ها يا پژوهشگاههای کشور مشغول پروژه قاپی شده اند! در سالهای اخير فشار زندگی و قسط مسکن و اتومبيل آنقدر طاقت فرسا بوده است که اين عزيزان مجبورند پروژه ها را با حداکثر سرعت و با ترجمه جديدترين مدلهای علم و تکنولوژی و نوآوری تکميل نموده و تحويل نمايند. هشتمين سند توسعه علمی کشور و پانزدهمين نقشه جامع در دست تهيه است و از متخصصان حوزه STP  بطور موكد خواسته شده تا محبت و عشق ورزي را بعنوان متغيرهای کليدی در مطالعه نظام ملی نوآوری کشور وارد کنند! از آنجا که نفت ايران بشکه ای 110 دلار در بازارهای جهانی بفروش می رسد، دولت دوازدهم تصميم گرفته است تا در راستای دستيابی به اقتصاد دانش محور  15 درصد توليد ناخالص داخلی را به امر پژوهش اختصاص بدهد و با عنايت به کمبود پژوهشگر، دوره های فشرده تربيت پژوهشگر در اداره جات برقرار شده و متخصصينSTP   بخش عمده وقت خود را صرف تدريس روش تحقيق می کنند. بخشی از فارغ التحصيلان سياستگذاری علم و تکنولوژی به خارج از کشور مهاجرت کرده اند و دولت برای جبران کمبود نيرو در اين زمينه از وزارت علوم خواسته است که با دانشگاه شانگهای قرارداد تربيت PhD  منعقد نمايد . . .

سناريوی دوم: آخرين روزهای زمستان سال 1406 را سپری می کنيم. امروز عصر تلويزيون جمهوری اسلامی ايران در يک برنامه زنده ميهمان تيمي از متخصصين سياستگذاری علم و تکنولوژی كشور بود که مغز متفکر و هسته اصلی طراحی سند توسعه علمی و تکنولوژيکی کشور در 17 سال قبل بودند. اين متخصصين تربيت يافته دانشگاههاي مختلف كشور در دهه هاي هفتاد و هشتاد بودند و نقش عمده ای در فرآيند توسعه سريع ايران در دو دهه اخير ايفا کرده اند. حمايت هوشمندانه حکومت ايران از اين تيم منسجم در دو دهه اخير بگونه ای بوده که اين حلقه علمی علاوه بر تاثيرگذاری بر شکوفايي سريع اقتصاد ايران، هم اکنون به يک قطب تاثيرگذار در مطالعات مرتبط با توسعه علم و تکنولوژی در منطقه خاورميانه تبديل شده است. اعضای اين حلقه علمي در اين برنامه زنده تلويزيونی در ارتباط با علل موفقيت خود علاوه بر حمايت بی دريغ دولت به عواملی همچون اعتماد بنفس، خلاقيت، روحيه تيمی و هماهنگی کامل و احترام به ارزشهای آکادميک اشاره می کردند. در انتهاي اين برنامه تلويزيوني پربيننده، يکی از اعضای تيم با يادآوری روزهای نخستين همکاری حلقه گفت: "ببينيد، ما بحثهای خودمون رو از يک وبلاگ ساده شروع کرديم. در اون موقع ما حتی امکان اینو نداشتيم که يک وبسايت درست و حسابی راه بندازيم . . . بچه ها می اومدن توی اون وبلاگ بلندپروازی می کردن و همگی هِر هِر می خنديديم، ولی خوب اون وبلاگ کم کم تبدیل شد به یک نشریه و . . . "

آرش ميم