نگاهي به اقتصاد "مطالعات علم و فناوري در كشور"
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ آذر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

مدتي قبل يادداشت كوتاهي در مورد فقدان رهبري در مطالعات علم و فناوري در وبلاگ نوشتم، كه نظرات دوستان برايم خيلي آموزنده بود. اين بار قصد دارم تقريباً در ادامه همان موضوع، نگاهي اقتصادي به مطالعات علم و فناوري را طرح كنم. البته بحث من از حد طرح موضوع و ايده­هاي اوليه فراتر نخواهد رفت.

اگرچه اكثر دوستان خيلي دل خوشي از اقتصاد بازار ندارند، اما من مي­خواهم به كالايي به نام "خدمات مطالعات علم و فناوري" از اين منظر نگاه كنم. خيلي ساده مي­روم سراغ عرضه و تقاضا!

عرضه: تا 3 سال آينده، حدود 30 فارغ­التحصيل در اين رشته خواهيم داشت؛ با مدرك دكتري.

تقاضا: متقاضي اين مباحث عمدتاً سازمانهاي دولتي هستند. لذا بايد تمام افت و خيزهاي دولتها را در نظر داشت: تفاوت در نگرش به اصل تحقيقات، تفاوت در نگرش به موضوع علم و تكنولوژي و .... بطور خلاصه مي­توان گفت با يك تقاضاي نامطمئن روبرو هستيم. تقاضايي كه اصلاً معلوم نيست به چه ميزان وجود داشته باشد، و اگر وجود دارد با چه كيفيتي است و دقيقاً در چه زمينه­اي است.

اگرچه وجود فرآيند "بورسيه" تا حدي امكان پيوستن عرضه و تقاضا را در آينده افزايش مي­دهد، اما شرايط حاضر نشان مي­دهد در اكثر موارد قراردادهاي بورسيه آنطور كه بايد شكل نگرفته­اند و نمي­توان اميد چنداني به آنها داشت.

و اما خود كالا! كالاي مورد بحث ويژگيهاي خاصي دارد؛ و مي­توان گفت به ندرت ويژگيهاي يك كالاي رقابتي را دارد. نه همگن است، نه مشتري مي­تواند به سادگي كيفيت آنرا درك كند، نه تعيين ارزش بر اساس خروجي براي آن كار ساده­اي است و ... البته مشتريان تا حدي مي­توانند "خوب" يا "بد" بودن يك محصول را بطور كلي تشخيص دهند؛ اما دقت اين قضاوتها خيلي كم است.

لذا مي­توان گفت شكل­گيري بازار رقابتي در آينده خيلي محتمل نيست؛ به علاوه كه تعداد فروشندگان و خريداران در بازار نيز محدود است.

به عنوان يك نكته حاشيه­اي بايد يادآور شد كه اين موضوع با مسايل سياسي تركيب شده است و نمي­توان فارغ از گرايشهاي سياسي به اين موضوع انديشيد. يك طيف از سياسيون ادعا مي­كنند طالب اقتصاد بازار هستند و طيف ديگر آنرا، لااقل در گفتار، نقض مي­كنند.

به عنوان حاشيه دوم يادآور مي­شوم بسياري از فارغ­التحصيلان آينده، هم اكنون در زمينه­هاي مرتبط ارتباطاتي را با سازمانهاي مختلف شكل داده­اند. البته نبايد فراموش كرد كه اين سازمانها هم، عمدتاً همان سازمانهاي دولتي و دستخوش تحولات دولتها هستند. لذا اين ارتباطات نمي­توانند دائمي باشند.

نتيجتاً ما در سه سال آينده، حدو 30 فارغ­التحصيل داريم، كه هر يك ارتباطاتي با سازمانهاي دولتي دارند؛ و محصولاتي را با كيفيتهاي مختلف در بازار عرضه مي­كنند. از سويي هم با يك تقاضاي نامطمئن روبرو هستيم. بطور خلاصه و براي جلوگيري از اطناب مطلب،"به نظر شخصي من"، با ادامه روندهاي موجود، بازار آينده اين محصول:

· براي افرادي كه با سازمانهاي با ثبات­ بيشتر ارتباط دارند (مانند مجموعه­هاي دفاعي، يا قسمتهايي از حاكميت كه تغييرات شديد در آنها وجود ندارد) تا حدي انحصاري، و در صورت وجود دانش كافي براي ارزيابي در متقاضي، تقريباً نيمه­رقابتي است.

· براي افرادي كه گرايشهاي سياسي خيلي روشن داشته باشند، تابع تغييرات سياسي است؛ و در واقع به نوعي "فصلي"؛ و از همراه با افت و خيز شديد درآمدي.

· براي افرادي كه فاقد گرايشهاي سياسي روشن هستند، بسته به نگاه دولتها به اصل اين موضوع مي­تواند فصلي يا نيمه­پايدار، با نوسانهاي كمتر در درآمد باشد.

مطمئنم دوستان اين­قدر بزرگوار هستند كه جسارت بنده را ببخشند، و با نظرات علمي­شان ضمن نقد علمي موضوع، پيشنهادهايي را به عنوان سياست­گذار براي آينده اين بازار داشته باشند!

 

محمد پ.