سياستگذاري غير سياسي: ممكن يا ناممكن؟
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

 وزارتخانه هايي همچون وزارت امور خارجه،‌ وزارت كشور، وزارت اطلاعات و يكي دو وزارتخانه ديگر در ادبيات رسانه اي معمولاً تحت عنوان وزارتخانه هاي "سياسي" طبقه بندي مي شوند. در نوشتجاتي از اين دست،‌ در عوض، برخي از وزارتخانه ها را به تصريح يا تلويحاً "غير سياسي" تلقي مي كنند. وزارتخانه هايي همچون آموزش و پرورش،‌ بهداشت و درمان،‌ علوم،‌ تحقيقات و فناوري در زمره اين دسته دوم اند. يكي از الزامات سرراست پذیرش اين نوع طبقه بندي اين خواهد بود كه انگار حوزه هايي از فعاليت دولت وجود دارند كه چندان از تحولات و قطب بنديهاي سياسي كشور متاثر نمي شوند. بعبارت بهتر در اين حيطه ها نوعي حركت خنثي و بي تفاوت نسبت به تحولات سياسي و آمد و شد احزاب و ديدگاههاي سياسي گوناگون به كابينه، ممكن، و حتي گاهي مطلوب، پنداشته مي شود. اين نوع نگاه را نه تنها در رسانه هاي ديداري و شنيداري كه حتي در ميان خود كارشناسان و متخصصان شاغل در برخي از وزارتخانه ها هم مي توان سراغ گرفت. امروزه در ميان برخي از سياستگذاران مشغول به كار در پاره اي از وزارتخانه هاي باصطلاح "غير سياسي" تمايل بسمت نوعي تلقي تكنوكراتيك از امر سياستگذاري كاملاً مشهود است. 

تصور من بر اينست كه در كشوري همانند ايران كه گسل هاي ايدئولوژيك تا عمق استراتژي هاي كلان، تا تفسير برخي از مواد قانون اساسي و حتي گاهي تا نحوه تعريف واژه هايي همچون "منافع ملي" نفوذ مي كنند،‌ تقريباً هيچ حوزه اي از سياستگذاري تا آينده قابل پيش بيني امكان كنار كشيدن خود از مباحثات سياسي و جريده روي و عافيت جويي را نخواهد يافت. براي اينكه موضوع را تا حدودي روشن كنم و نيز براي اينكه براي ادعاي خود استدلالي دست و پا كنم،‌ در سطور زيرين به سه تصوير ممكن از ايران آينده از منظر نقشي كه اين كشور در دنياي قرن بيست و يكم ايفا خواهد كرد نگاه كوتاهي خواهم انداخت و در كنار هريك از اين تصاوير تلاش خواهم كرد تا بطور خلاصه ملزومات آن را براي حوزه سياستگذاري علم و تكنولوژي استخراج كنم.

تصویر ونزوئلا: بسياري از تحليلگران و تينك تانك هاي فعال در حوزه روابط بين الملل در سه چهار سال اخير بشكل متفق القول به اين نكته پرداخته اند كه دولت محافظه كاران نوين در واشنگتن پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 و پس از اينكه در طول كمتر از دو سال با سرعت تمام دو حكومت دردسرساز (!) را در منطقه خاورميانه از پيش روي خود برداشت،‌ ناگهان با غول سومي سينه به سينه شد كه اين غول، دست راست و دست چپ خود را پس از سالها از قيد دو دشمن ديرين خود آزاد شده مي ديد (ايران در نتيجه جنگهاي امريكا با طالبان و صدام حسين، تقريباً بدون هزينه، از شر دو دشمن در شرق و غرب مرزهاي خود رها شد). شكي نيست كه از لحظه سقوط بغداد، در نتيجه بر هم خوردن توازن قدرت در خاورميانه، ايران به يكي از قدرتهاي اصلي در اين منطقه تبديل شده است (براي ديدن نمونه اي از اين خط تحليلي مثلاً نگاه كنيد به مقاله كوتاه ولي نصر در مجله Foreign Policy ). در كنار اين شرايط مساعد، بازگشت موج انقلابي گري به ايران با انتخاب دولت جديد و نيز شرايط بي سابقه بهاي نفت خام در بازارهاي جهاني تصويري آرماني را از نقشه آينده جهان در اذهان برخي از گروههاي سياسي كشور زنده ساخت كه در آن ايران بعنوان يك بازيگر آنتاگونيست كه نظم نوين جهاني را به چالش مي خواند و مناسبات جنگ سرد را بگونه اي مينياتوري در منطقه خاورميانه بازسازي خواهد كرد،‌ مطرح مي گردد. اين تصوير از آينده ايران طبيعتاً مستلزم نوعي سياست علمي و فناورانه عمدتاً معطوف به دانش نظامي و بشكلي ضروري فاقد ظرفيتهاي غني براي بهره برداري از روندهاي جهاني شدن (تاكيد كمتر بر انتقال تكنولوژي و بيشتر بر ابداع مجدد چرخ و يا استفاده از بازارهاي سياه جهاني) خواهد بود.

نگاه به عربستان سعودي: در نقطه مقابلِ يك ايران متخاصم و جزيره وار،‌ تصويري از ايران قرار دارد كه خود را در آغوش نظام حاكم و جاري در جهان رها خواهد ساخت و استقلال خود را يكسره در پاي تداوم حاكميت يك اقليت صاحب منصب قرباني خواهد كرد. مناسبات شبه سلطنتي بار ديگر خود را بازتوليد خواهند كرد و مدرنيسم بزك شده دست در دست رفاه مادي موقتاً پارسیان را سرگرم خود خواهد ساخت (بخشهایی از اپوزيسیون خارج از كشور هم اكنون بدين تصویر دل بسته است). چنين آينده اي واضح است كه جايي هم براي علم و تكنولوژي كنار خواهد گذاشت: دانشگاهها و صنايع دولت ساخته و بعضاً همراه با پرستيژ منطقه اي و بين المللي،‌ علم و تكنولوژي بمثابه فيل سفيد!

راه تركيه: تصوير سوم كه بگونه اي در ميانه دو تصوير اول و دوم جاي مي گيرد تصويري شبيه به تركيه كنوني است. همه ما مي دانيم كه در بهار سال 2003 ميلادي، زماني كه پنتاگون از دولت تركيه (يكي از اعضاي ناتو) خواست تا بخش كوچكي از زمين خود را در اختيار يگانهاي زميني ارتش امريكا قرار بدهد تا محاصره صدام حسين از شمال هم تكميل شود،‌ دولت تركيه تصميم گيري درباره اين موضوع را به پارلمان كشور واگذار كرد. مجلس تركيه پس از نشست هاي متمادي و پر تب و تاب بالاخره وارد راي گيري شد و نتيجه اي كه از اين راي گيري بيرون آمد كاملاً جالب توجه بود. پاسخ پارلمان تركيه به تقاضاي دولت امريكا تنها یك كلمه ساده بود: نه!! باز هم مي دانيم كه دولت تركيه در يكي دو دهه اخير بشدت براي پيوستن به اتحاديه اروپا تلاش كرده است و هنوز هم مي كند و در اين راه حتي به بسياري از خواسته هاي اتحاديه در مورد رعايت يكسري استانداردهاي خاص (مثلاً حقوق بشر) تن داده است. تركيه كنوني يك كشور مذهبي است كه نشانه هايي از آشتي سنت با برخي از ويژگيهاي دنياي جديد (اقتصاد آزاد،‌ دموكراسي نسبي و از همه مهمتر تعريفي روزآمد از مقوله استقلال ملي) را بنمايش مي گذارد. اقتباس چنين تصويري از آينده ايران نيز مستلزم سياستگذاري خاصي در حوزه علم و فناوري است كه مهمترين ويژگي آن تطبيق مستمر معيار سلامت با وضعيت علم و تكنولوژي در جهان توسعه يافته خواهد بود.

اين سياهه را مي توان همينطور ادامه داد و راههاي محتمل ديگري را هم در پیش رو نهاد. نكته اما تاكنون بايد روشن شده باشد: مي بينيم كه دستكاري و بالا و پايين كردن حتي يك متغير در استراتژي كلان كشور، مثلاً متغير سطح مطلوب استقلال ملي،‌ تا چه اندازه ماهيت و سمت و سوي سياستگذاري در حوزه علم و تكنولوژي را تحت تاثير قرار مي دهد. راههاي سه گانه فوق در اين حد از دقت كه برچسبها (ونزوئلا،‌ عربستان، تركيه) نشان مي دهند،‌ لزوماً ممكن است در ذهن هيچ سياستمداري حضور نداشته باشد. با اين وجود اين راههاي سه گانه قالبهايي كاملاً دلبخواهي هم نيستند. اگر به نوشتارها و گفتار نخبگان سياسي ايراني در اينجا و آنجا با دقت بنگريد و سعي كنيد تا آرزوهاي بلندمدت آنها را از خلال گفتگوهاي روزمره شان تشخيص دهيد،‌ خواهيد ديد كه بسياري از بازيگرانِ احتمالاً موثر در آينده اين سرزمين تصويري تقریباً "شبيه" به يكي از تصاوير سه گانه فوق را در خلوت ذهن خود در نظر مي آورند.

در صحنه سياسي امروز ايران،‌ هريك از جناحها و ديدگاههاي سياسي مختلف تعريفي مختص به خود دارند از آنچه كه ايرانِ آينده بدان شبيه خواهد بود. اين تعاريف و چشم اندازها (گاه بشكلي نگران كننده) واگرا و متنوع هستند و هريك از آنها باردار شكل ويژه اي از سياست علم و فناوري خواهند بود. در دنيايي كه همه ما این روزها در آن زندگي مي كنیم،‌ دانش سریع ترین و موثرترين وسیله نقلیه ایست كه ملتها را به مقصد خویش مي رساند. اینكه یك ملت خاص چگونه این وسیله نقلیه را خواهد راند تا حدود زیادي وابسته به نوع مقصدي است كه در ابتداي سفر براي خویش برگزیده است. 

آرش ميم