?Happy Birthday to WHAT

اولین یادداشت این خانه مجازی در سوم شهریور 86 نگاشته شده است. این بدین معناست که چند روز دیگر باید یکساله شدن این وبلاگ را جشن بگیریم. این یادداشت را بجای شمع کوچکی برای این جشن تولد مجازی فرض کنید و شما هم اگر مایل هستید کادویی را از طریق نوشتن کامنتهایتان به این کودک یکساله هدیه بدهید.

خوب، در این یکسال واقعاً خیلی چیزها تغییر کرده است. مهمتر از همه اینست که همه ما چشم و گوشمان بازتر شده و حوزه مطالعات علم و تکنولوژی (و البته مدیریت دانش) را اکنون در روشنایی بیشتری می توانیم ببینیم. مخصوصاً میدان سیاستگذاری علم و تکنولوژی در ایران و بازیگران این میدان و نحوه بازی، آنطور که ایرانیان آن را بازی می کنند، بیشتر از پیش برای ما آشکار گردیده است. این تجربیات جدید می تواند به ما در ادامه مسیر این خانه مجازی و یا هر تجربه جمعی دیگری یاری برساند.

یادم هست آنموقع که تازه از انگلیس برگشته بودیم و هنوز تحت تاثیر فضای مملو از گفتگو، مباحثه، اظهارنظر و حرفهای استخوانداری که همه جا میان محققین ساسکس و سایر محافل آکادمیک در آنجا رد و بدل می شد و جریان داشت، یکبار در جلسه ای که با یکی از مدیران یک پژوهشگاه در تهران داشتم  پیشنهاد کردم که مراکز پژوهشی در حوزه مطالعات علم و تکنولوژی دست به ایجاد یک شبکه گفتگوی اینترنتی در مقیاس ملی بزنند و دیدگاههای خود را در یک فضای عمومی با محققین دیگر باشتراک بگذارند و دستاوردهایشان را در معرض نقد سایرین بگذارند. آن مدیر محترم با سرعتی باورنکردنی با پیشنهاد من مخالفت کرد و گفت: اینجور چیزها در ایران جواب نمی دهد. یک چند صباحی سر و صدا می کند و بعد خاموش می شود! (مضمون)

آنموقع من با مقداری دلخوری با این پاسخ برخورد کردم و ته دل گفتم که "همین موانع مدیریتی هستند که . . . " !  اکنون اما با خود می اندیشم که آن مدیر تا حدودی حق داشت. به دور و بر خود که نگاه می کنم و به محافل دانشگاهی ایران که می نگرم، گرد بی تفاوتی و سکوت را می بینم که انگار بر صورت همه ما نشسته است. هیچ کس به کار همکار دانشگاهی خود توجهی نشان نمی دهد. هیچ کس مقالات دیگری را نمی خواند. مجلات علمی-پژوهشی ما اینجا و آنجا در اتاقهای متروک بر روی هم انبار می شوند و منتظر یک تعویض مدیریتی جدید می مانند تا مدیر جدید دستور تخلیه همه آنها را با هم صادر کند. گفتگوهای داغ علمی و انتقادی میان محققین برجسته ما شکل نمی گیرد. پژوهشگران حوصله ای برای نوشتن در مکانهای قابل رویت ندارند و بهترین و فعالترین محققین ما ترجیح می دهند که در سکوت، فقط با محافلی در خارج از کشور در حوزه تخصصی خود در ارتباط باشند و تمام انرژیهای خود را برای فعالیت در آن محافل بگذارند و گاهی اوقات خیلی هم برایشان مهم نیست که موضوعات مورد علاقه آن محفل ربطی با مسائل ما دارد یا نه. در این اثنا وقتی که آدمی از همه جا بی خبر پیدا می شود و سر صبح درب اتاق همکار خود را باز می کند و می گوید "سلام دکتر، حالتون خوبه؟ راستی مقاله خانم ایکس رو دیدید؟ واقعاً محشر بود، اینطور نیست؟"، پاسخی که در مقابلِ این پرسش دریافت می کند نگاه ماتی است که معمولاً انسانها به موجودات فرود آمده از مریخ می افکنند!!

این مشاهدات و تجربیات در کنار بسیاری از تصاویر و موضوعات دیگری که در سال گذشته از جلو دیدگان ما عبور کرده اند، مجموعاً ما را به تاملی در باب مسیر آینده فعالیتهای جمعی مان فرا می خوانند و پرسشهایی را برای ما مطرح می سازند. آیا ما نیز باید برویم دنبال محافل خودمان در دنیای انگلیسی زبان بگردیم و در عین حال یادمان باشد که صبح که از کنار همکارمان می گذریم سری تکان بدهیم و سلامی بکنیم؟ آیا امیدی به تولد یک جامعه علمی زنده، پویا و داغ حداقل در قلمرو مطالعات علم و تکنولوژی در کشور ما هست؟

بنظر می رسد که در آستانه سالگرد تولد این وبلاگ بد نیست که به این سوالات اندکی بیندیشیم.

 

آرش میم 

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
محمد حسين رضازاده مهريزي

سلام بر آرش عزيز خيلي ممنون از اينكه واقعا حرفهاي تلخ ولي كاملا واقعي را با زباني بسيار شيرين و موثر گفتيد. بگذاريد از خودم شروع كنم. خودم به شخصه روندي نزولي در ميزان تعاملات علمي در كارم در يك سال گذشته داشته‌ام. به ظاهر مشكلات ناشي از ميحط علمي، اداري، كاري، سياسي و ... همه و همه موثر بوده اند، امااگر كمي بيشتر منصف باشم و كمي دقيقتر نگاه كنم بايد بگويم كه با وجود همه اين مشكلات باز هم مي‌توانستم از اين منظر فردي فعالتر باشم. هنر ما اين است كه در اين شرايط باز هم بتوانيم تعاملات علمي مان را حفظ كنيم.

ابراهیم

با تشکر از مطلب قشنگ و تامل برانگیز آرش شاید یک درس مهم تجربه این وبلاگ این باشد که آقای مدیر ظاهرا تجربه ارزشمندی داشته است. من شخصا خیلی ها را می شناسم که وبلاگ را می خوانند، ولی هیچ گاه وارد گفتگو نشده اند. حال این مساله می توانند دلایل و یا علل مختلفی داشته باشد، اما هر چه هست این است که باب گفتگو باز نشده است. و صد البته شاید وبلاگ محمل خوبی برای این کار نیست، ولی فکر نکنم که این مساله تنها عامل باشد و عوامل دیگر در این امر دخیلند که بر می گردد به شرایط کشور ما.

ابراهیم

یکی از آنها هم که شاید بد نباشد بازتر شود این است که فضای اعتماد در جامعه ما وجود ندارد، حتی در جو آکادمیک، چونکه حتی این جو نیز بسیار سیاسی زده است و لذا شما صلاح می دانید که نه تنها حرف نزنید، بلکه حرف دیگران را نیز نقد نکنید. در این فضا بهترین کار البته این است که از آرا و نظرات همه خبر داشته باشید، و لذا تمام سایتهای اینترنتی را روزی چند بار چک می کنیم که چه خبر است. اگر کسی بتواند فضایی ایزوله از این جو کلی کشور درست کند، به نظرم نصف راه را برای درست کردن چنین جامعه علمی باز کرده است.

علیرضا

من هم احساسی مشابه شما و نظر دهندگان دارم . امافکر میکنم وقت آن رسیده که مستقیم تر جدی تر و علمی تر راجع به عملکرد کشور در علم و تکنولوژی و اتفاقاتی که دارد می افتد حرف بزنیم که این مسئولیت همه ایرانیهائی است که از این مباحث سردرمی آورند. این محیط ایزوله (بقول ابراهیم) چنین نخواهد ماند و کم کم تاثیر خواهد نهاد. علیرضا ب

مهدی حسنجانی

با سلام خدمت دوستان عزیز و عرض تبریک به مناسبت اولین سالگرد تولد این وبلاگ. من با اینکه از سال گذشته به تدریج از فضای آکادمیک دور شده ام ولی تمام مطالب این وبلاگ را در طول این یک سال خواندم و شخصا بهره زیادی از آن بردم زیرا مطالب سه گانه این وبلاگ (کلیات نظریات حوزه سیاست علم و تکنولوژی, روند این سیاستها در ایران و برخی کشورهای جهان, تجربه شخصی افراد از اتفاقات خاص و منفرد در این حوزه در ایران) برای افرادی مانند بنده که به دنبال آگاهی از وضع موجود و آشنایی کلی با مسیرهای ممکن در آینده هستند مفید است. به عبارتی افراد زیادی هستند که در حیطه های کاری و آکادمیک متفاوتی فعالیت دارند ولی به خاطر تاثیرپذیری از سیاستهای علم و تکنولوژی, علاقمندند به اقتضای محدودیت زمانی, تماس خود با این حوزه را حفظ کنند. بنابراین از منظر یک فرد بیرون از این حوزه, وجود چنین وبلاگی سودمند بوده و همچنین در وهله کنونی بهتر از شیوه های بدیل انتقال اطلاعات (نظیر مجلات تخصصی و جلسات حضوری) است. البته همانطور که خودتان اشاره کرده اید, هدفتان مبنی بر ایجاد یک میدان گفتگوی روشنگر چندان برآورده نشده است و نیاز به ساز و کارهای جدیدی دارد

مهدی حسنجانی

شاید اگر سایر حلقه های موجود در دانشگاه های دیگر (مثل دانشکده های اقتصاد و مدیریت دانشگاه های تهران, بهشتی و علامه طباطبایی و ...)را به نوعی درگیر کنید بتوان یک گفتگوی جالبی ایجاد نمود. چون این افراد, متاثر از اساتید خود در هر دانشگاه, طرز فکرهای گوناگونی پیدا کرده اند که هنوز مجال مناسبی برای رویارویی آکادمیک آنها پدید نیامده است. تجربه بدی نیست به امتحان کردنش می ارزد.