وزیر انرژی انگلیس در اسپرو

قبل از شروع صحبت مایلم بگویم که اصلی ترین هدف این وبلاگ به اشتراک گذاری تجارب و مشاهدات است. نه مقاله ژورنال می خواهیم بنویسیم و نه نسخه هایی برای دولت مردان. بلکه هدف این است که در یک فضای مجازی و در حالی که فواصل فیزیکی بسیاری بین ما وجود دارد، یک فضای بحث و به اشتراک گذاری تجارب حاصل شود و البته سعی بر این است که گاه گاهی مطالب قدری خودمانی تر هم باشد.

 اما داستان از این قرار است که امروز وزیر انرژی انگلیس (Charles Hendry) به اسپرو آمده بود تا بازدیدی از اینجا داشته باشد. این برنامه را گروه انرژی دانشگاه ساسکس ترتیب داده بود. جیم واتسون که این روزها در زمینه سیاستگذاری انرژی بسیار معروف شده است، از وزیر انرژی انگلیس دعوت کرده بود تا جلساتی را با گروه انرژی داشته باشد. برنامه شامل دو قسمت بود. در جلسه اول اعضای گروه انرژی دانشگاه ساسکس فعالیتهای خود را ارائه کردند و پتانسیل های موجود اسپرو و گروه انرژی را معرفی کردند. همچنین لیستی از پروژه های انجام شده را برای وزیر ارائه دادند. اما جلسه دوم که اختصاص به پرسش و پاسخ عمومی داشت، شامل نکاتی بود که در خور توجه بود.

 1-       وزیر ابتدا یک خلاصه ای از سیاستهای انرژی دولت انگلیس ارائه داد. قیمت گذاری بر روی کربن در بیست سال آینده در دولت انجام شده و چارچوبی تهیه شده است که در آن موضوع انرژی و قیمتها برای مردم و اینکه در سالهای آینده با چه مکانیزمهایی سروکار دارند تقریبا مشخص شده است. این سیاستها با توجه به مسائل نیاز انرژی انگلیس، امنیت انرژی و محدودیتهای تعیین شده از طرف اتحادیه اروپا برای مقابله با تغییرات اقلیمی استوار است. این سیاستها البته چند ماهی است که از طرف رسانه ها اعلام می شود اما چارلز به این نکته اشاره داشت که حرکت جدید در سیاست انرژی در انگلیس بر مبنای نیروگاه هسته ای و بادی است. هر چند که برای رفع نیاز بازار داخلی و محدودیتهای محیط زیستی و همچنین امنیت انرژی انگلستان، نیروگاههای گازی کماکان در اولویت هستند و علی رغم اینکه انگلستان بخش اعظم گاز مورد نیازش را وارد می کند، این نیروگاهها جزو پیکره اصلی نیروگاههای انگلیس محسوب شده و خواهند شد. او البته اشاره داشت که این دولت بحث dash-for-gas را می خواهد زنده کند. همچنین احداث یکی از بزرگترین نیروگاههای هسته ای را در برنامه دارد که البته مورد انتقاد شدید اسپرو و محافل آکادمیک مشابه قرار دارد که نگران سیاستهای انفعالی دولت در زمینه پسماندهای آن هستند.

2-       اما مساله دوم عزم جدید این دولت در حرکت به سمت کم کربن کردن (decarbonizes) انرژی انگلستان دارد که در این راستا می خواهند حمل و نقل را از سوخت پایه نفت به سمت برق ببرند و در خانه ها نیز نصب smart meter ها را در اولویت گذاشته اند. او نظرش این بود که خانه های انگلیسی یکی از کم بازده ترین ها در اروپا است و دولت سریعا باید به این سمت حرکت کند و بنابر این بازدهی انرژی یکی از سیاستهای مهمی است که بایستی در انگلیس اجرا شود.

3-       اما جدای این مباحث تخصصی که شاید برای برخی ها خسته کننده باشد، این بازدید نکات جالبی داشت. یکی اینکه این وزیر بسیار به مباحث تخصصی آشنایی داشت. واژه ها و اصطلاحاتی که بکار می برد و همچنین موقعیت بکار بردن آنها نشان از این داشت که تقریبا بخش زیادی از ادبیات را خوانده و به این حوزه تسلط دارد. حتی فراتر از انتظار من، کتاب سیاستگذاری انرژی را که اسپرو پارسال چاپ کرده بود را هم بهش اشاره کرد و شاید بروز بودن یک وزیر در این حد قدری عجیب می نماید. البته سیاستمداران خیلی تلاش می کنند تا با بکار بردن واژه های آکادمیک، خود را با دانش نشان داده و سیاستهایشان را موجه جلوه دهند، اما حقیقتا در صحبتهای این وزیر می شد فهمید که این یارو خودش هم دانش نسبتا خوبی در این حوزه دارد. چون در پاسخ به طیف وسیع سوالات، یک آمادگی داشت. نکته دوم این بود که این جلسه پرسش و پاسخ برای عموم دانشجویان و اساتید آزاد بود. جیم واتسون رئیس جلسه بود (بعد از مدتها استادراهنمایم را در لباس رسمی دیدم!) و به تمام افراد به ترتیبی که دست بلند می کردند اجازه سوال می داد. نصف سوالات را دانشجویان کارشناسی ارشد (نه حتی دکتری!) پرسیدند. وزیر هم به تمام سوالات با صبر و حوصله جواب داد. حتی سوالی که یکی از این دانشجویان پرسید و بسیار به نظر نامربوط می آمد را هم بدون اکراه جواب داد. چند سوال را هم اساتید اسپرو پرسیدند که برخی هایش حالت انتقادی هم داشت.

4-       اما نکته آخر که ابراهیم به آن توجه کرد عدم سایه اندازی جایگاه سیاسی بر مباحث آکادمیک بود به نحوی که این وزیر خود را موظف به پاسخگویی در یک موقعیت علمی و با زبان علمی و روش علمی می دانست نه اینکه از جایگاه  موقعیت سیاسی خود در مشروعیت بخشی به گزاره هایش استفاده کند. یکی از عوامل مهم هم در نحوه چینش این جلسه بود. هیچ خبری از محافظ و امثالهم در جلسه و ساختمان اسپرو نبود و بالنتیجه اثری از علامتهای قدرت و جایگاه سیاسی نمی توانست در اذهان شرکت کنندگان تاثیر بگذارد. البته این بحث بسیار مفصل و جالبی است که خود یک مطلب جدید را می طلبد. اما درکل نحوه تعامل این وزیر با نهاد آکادمیکی که تقریبا با سیاستهای انرژی دولت محافظه کار جدید مخالفتهایی دارد در خور توجه بود.

 در ضمن جلسه سر موقع شروع شد و راس موقع اعلام شده قبلی هم تمام شد و ما هم بی سر و صدا و طبق معمول برگشتیم سر کارمون! بعد از جلسه هم اساتید سر کار خود رفتند و چندتا از دانشجویان وزیر را دوره کردند و سوالاتی دیگر پرسیدند.

 

مهدی مجیدپور

 

/ 10 نظر / 23 بازدید
محمد حسين رضازاده مهريزي

سلام بر آقا مهدي عزيز و همه دوستان ممنون بابت بيان تجارب ارزنده تون. راستي فقط اين dash for gas جريانش چيه؟ ارادت

مسعود

سلام من میخواستم در مورد رشته سیاست گذاری که در دانشگاه شریف تدریس میشه اطلاعاتی مثل چگونگی گرفتن دانشجو و اسامی منابع برای امتحان و اساتید مربوطه اطلاعات کسب کنم. همچنین می خواستم تفاوت آنرا با رشته سیاستگذاری که در دانشگاه تربیت مدرس هست رو بدونم اگه شما بتونی مرا راهنمایی کنی ممنون میشم

ابراهیم

در هر صورت نکته جالب برای من همین بود که طرف به عنوان یک آدم پرطمطراق سیاسی نیامد اونجا بلکه با یک چهره آکادمیک وارد شد و حتی وقتی وارد اتاق شد کسی بلند نشد از جاش. اومد اونجا وایستاد و حرف زد و تمام مدت ایستاده بود خیلی خلاصه حرف زد و بعد هم حداقل 15 تا سوال ازش پرسیدند. به عبارتی منبر نرفت. خیلی خلاصه و مختصر گفت و بعد مورد نقد قرار گرفت. این به نظرم توان نهادهای آکادمیک اینجا رو نشون می ده که حتی وقتی که یک آدم سیاسی میاد اونجا مجبوره به قواعد اون تن بده. البته ممکنه فاکتورهای دیگری هم در این مساله موثر باشه مثل شخصیت فردی اون طرف.

ابراهیم

در هر صورت نکته جالب برای من همین بود که طرف به عنوان یک آدم پرطمطراق سیاسی نیامد اونجا بلکه با یک چهره آکادمیک وارد شد و حتی وقتی وارد اتاق شد کسی بلند نشد از جاش. اومد اونجا وایستاد و حرف زد و تمام مدت ایستاده بود خیلی خلاصه حرف زد و بعد هم حداقل 15 تا سوال ازش پرسیدند. به عبارتی منبر نرفت. خیلی خلاصه و مختصر گفت و بعد مورد نقد قرار گرفت. این به نظرم توان نهادهای آکادمیک اینجا رو نشون می ده که حتی وقتی که یک آدم سیاسی میاد اونجا مجبوره به قواعد اون تن بده. البته ممکنه فاکتورهای دیگری هم در این مساله موثر باشه مثل شخصیت فردی اون طرف.

مهدی مجیدپور

با تشکر از همه دوستان که کامنت گذاشتند. در رابطه با dash-for-gas که حسین آقای عزیز پرسیدند، بطور خلاصه این یک شعار در دهه 90 در انگلیس بود که طی آن در سیاست انرژی انگلیس گاز به عنوان مهمترین منبع سوخت در نظر گرفته شد و کشور حرکت عظیمی را در این راستا انجام داد. مقاله سال 2004 جیم واتسون این مطلب را بیشتر توضیح می دهد. اما در رابطه با سوال دوست عزیز، آقا مسعود، باید عرض کنم که تا آنجائیکه بنده از ایران خبر دارم این رشته را دانشکده مدیریت و اقتصاد دیگر پذیرش نمی کند. آخرین دوره سال 86 بود که 5 نفر را پذیرش کرد. در این دوره در طی سه سال (از سال 84 تا 86) در مجموع 15 نفر گزینش شده بودند. اگر اشتباه نکنم، اکنون از آنها چهار نفر در دوره مانده اند. برخی از دوره انصراف داده و در خارج از کشور تحصیل می کنند، برخی ترک تحصیل کرده اند، و برخی دیگردر سایر دانشگاههای داخل مشغولند. شاید دوستانی که هنوز در دوره هستند بیشتر بتوانند به شما کمک کنند.

مهدی قندی

کافیه برخورد این وزیر را با شیوه قانون هدفمند کردن یارانه ها مقایسه کنید. قطعا اهمیت و وسعت سیاست کم کردن کربن قابل مقایسه با طرح هدفمند کردن که قرار است همه ابعاد اقتصاد کشور را تحت تاثیر قرار دهد نیست اما برخورد یک مدیر بخش عمومی با بخش دانشگاهی چه قدر حرفه ای و قابل تامل است. اینجا پیشاپیش اعلام شده است هر کس علیه طرح حرفی بزند "فتنه" گر است و همه دستگاه های امنیتی و انتظامی هم مامور "روشن کردن و تشریح ابعاد" این طرح شده اند. طبیعتا مدیران دولت کریمه هم هیچ ضرورتی برای تعامل با دانشگاه در این حوزه احساس نمی کنند. به قول ابراهیم ما فقط همین فرهنگ "آکادمیک" را از غرب بگیریم کافیه

مهدي ابريشمي

با سپاس مطلب جالبي بود -چندي پيش 4و 5 آبان دومين كنفرانس صنعت نيروگاه هاي حرارتي در پژوهشگاه نيرو برگزار شد -قرار بود آقاي نامجو وزير نيرو صحبت كنند كه با تاخير آمدند و جالب اينجاست كه آقاي دكتر روستا آزاد آنقدر صحبت كرد -بيش از زمانش -به بهانه اينكه آقاي وزير نيامدند !و در صحبتهايش به تحقيقي كه در زمينه مصرف برق در اواخر دهه 90 داشت اشاره كرد ...ياد عبارت به روز بودن وزير انرژي انگليس افتادم...اينجا ظاهرا رييس دانشگاه حرف كهنه مي زند و در زمان خودش هم سخن نمي گويد...نمي دانم چرا وارد قياس شدم! با سپاس از نكات جالبي كه اشاره كرديد...شاديتان مستدام

مهدی کیامهر

نکات آموزنده ای ازتفاوتهای فرهنگی در این نوشته بود. استفاده کردیم. فقط خواستم بگویم که همه هم در ایران این شکلی نیستند. بعضی مسوولین نخوت بالایی دارند ولی بعضی دیگر اینگونه نیستند. آنگونه که از شواهد بر می‌آید تعداد آدمهای دسته اول ببشتر هستند.

فرهنگ

سلام و مشتاق دیدار. مطلب مفیدی بود. ممنون از جنابعالی و دوستان که راه اندازی این وبلاگ را اطلاع رسانی کردید.