دوره اجباری

در برهه های مختلف زندگی و در زمانهای متفاوتی، سربازانی را دیده بودم که معیار اصلی سنجش و محکشان مدت خدمت سربازی بود. مثلا کسی که 21 ماه خدمت بود، خیلی جلوتر از کسی که 10 ماه خدمت بود نسبت به وی برتری داشت و حتی مافوق او نیز قلمداد می شد. و البته دغدغه اصلی هم این بود که کی این مدت زمان 24 ماه به پایان می رسد. مخصوصا می شنیدیم که ماههای آخر خیلی عذاب آور است و فقط باید زمان را سپری کنی تا به پایان راه برسی. من با توجه به اینکه از این خدمت مقدس معاف شده بودم، چنین احساسی را شخصا تجربه نکرده بودم، اما هیچ وقت فکر نمی کردم که در درس و تحصیل، به چنین تجربه غنی برسم.

داستان از این قرار است که بعد از سابمیت کردن تز در ماه نوامبر 2010، یعنی 25 ماه بعد از شروع تحصیل رسمی در دانشگاه ساسکس، تصمیم گرفتم تا به ایران برگردم و از این مدت زمان باقی مانده تا زمان دفاع از تز استفاده کنم و در ایران کارهای مختلفی را شروع کنم، چونکه احساس می کردم فضای ایران و دانشگاه و پژوهشکده الان مهمتر از این است که در انگلستان بمانم و سه چهار ماهی را صبر کنم تا زمان دفاع فرابرسد. البته دلایل خانوادگی نیز در این رفتن موثر بود. وقتی به ایران برگشتم و مباحث مختلفی را به پیش بردم، تصمیم گرفتم یک سر هم به وزارت علوم و بخش ارزشیابی مدارک بزنم تا ببینم از دید آنان ما چگونه موجوداتی قلمداد می شویم. لذا مدارک را به آنجا برده و به کارشناس مربوطه نشان دادم و گفتم طبق قوانین شما، بنده دو سوم از زمان تحصیلم (یعنی دو سوم 25 ماه) را انگلستان بوده ام و قاعدتا مشکلی وجود ندارد. اما کارشناس مربوطه عنوان کرد که طبق آئین نامه ارزشیابی برای کسانی که شروع تحصیل آنان قبل از سال ٢٠٠٩ بوده است (چون سه تا آئین نامه داریم برای کسانی که قبل از ٢٠٠٩، بعد از ٢٠٠٩ و بعد از  ٢٠١١ درس خود را شروع کرده اند)، نه تنها شما باید دو سوم زمان تحصیل را آنجا باشید، بلکه با توجه به اینکه طبق عرف، دوره دکترا سه سال طول می کشد، شما باید حداقل 24 ماه را نیز در آنجا حضور می داشتید و با این اوصاف شما حدود 3 ماه و نیم کم دارید، چون وسط تحصیل به ایران مسافرت کرده بودید!

پیگیری های مختلف باعث شد که نامه ای به کمیسیون آنجا بنویسم و شرایط خود را توضیح بدهم که اولا بنده از 5 سال پیش دکترا را شروع کرده بودم لذا کسی نبودم که بخواهم بروم یک شبه مدرک بگیرم و بیایم، ثانیا مدت 5 ماه به عنوان دانشجوی ویزیت در همین دانشگاه و با همین استاد و روی همین تز کار کرده ام و استاد راهنما هم حاضر است هرگونه نامه ای در این ارتباط بدهد، که با احتساب این 5 ماه مدت حضور من از 24 ماه بیشتر می شود و ثالثا طبق آئین نامه برای کسانی که بعد از 2009 ثبت نام کرده اند به ازای دو تا مقاله، هر مقاله 3 ماه تخفیف می دهید و من هم دو تا مقاله دارم، هرچند ثبت نام من اکتبر 2008 است، علاوه بر اینکه کتاب دارم، علاوه بر نامه ای از دکتر روستا آزاد رئیس دانشگاه که ما به ایشان در ایران نیاز داریم، علاوه بر قوانین دانشگاه ساسکس که زودتر از دو سال کسی نمی تواند فارغ التحصیل شود و آوازه اسپرو و استاد راهنما و از همه مهمتر حضور خود جناب محترم تز که حی و حاضر است ... اما تنها جوابی که از کمیسیون درآمد همین بود که ما 24 ماه را می فهمیم و اگر شما مدرکی برای ما بیاوری که از تاریخ شروع تا پایان تحصیل24 ماه در انگلیس بوده ای، ما قبول می کنیم، وگرنه مدرک شما نیمه حضوری ارزیابی خواهد شد! در ضمن توصیه ای از هیچ کس نمی پذیریم و اینجا جایی است که هیچ توصیه ای بر کار کارشناسی ما اثر ندارد!! و تازه برای ارزیابی نیمه حضوری باید کیفیت شما احراز شود و لذا به معیارهای مختلف دیگری نیز متوسل خواهیم شد و کار شما سخت می شود!!! حالا بماند که کسی به فکر این بیفتد که تشویق کند درس زودتر تمام شده است!!!! و یکی از مسوولان مربوطه در جواب استدلالات من مکرر می فرمود که تو مو می بینی و ما پیچش مو!!!!!


به ناچار پاسپورت خود را به عنوان معیار اصلی سنجش مدرک به کارشناس مربوطه ارائه دادم و از وی خواستم که دقیق مشخص کند که بنده چه مدت از دوران اجباری ام باقی مانده تا برگردم به انگلستان و آن را پر کنم. و طبق حساب وی فکر کنم بنده حداقل سه ماه و سه روز کم داشتم! ایمیلی به استاد راهنما که جان مادرت دفاع را یک طوری عقب بیندازید تا بنده قبل از طی دوران اجباری فارغ التحصیل نشوم، (هرچند خودش خود به خود کمی عقب افتاده بود بنابه دلایلی که در پست دیگری خواهم گفت، اما کافی نبود)، و بلیط و الان در انگلستان به سپری کردن دوران اجباری مشغولم. بگذرد اینکه خانواده را نتوانستم بیاورم و مشکلات ناشی از آن و هزار و یک مسائل حاشیه ای دیگر.

همین که مهر مامور کنترل ویزا در ورود به انگلیس به پاسپورتم خورد نفس راحتی کشیدم و شمارنده از آن زمان شروع شد تا زمانی که مهر مجددی بخورد که بنده وارد ایران شده ام، این شمارنده کار می کند. طبق حساب و کتابها، الان سه روز سپری شده و سه ماه دیگر باقی است و من خوشحال از اینکه سیستم کشور توصیه ای از هیچ کس را نپذیرفته و کار کارشناسی که پیچش مو را می بیند بر مسائل حاشیه ای غالب!

ابراهیم

/ 6 نظر / 51 بازدید
محمد حسين رضازاده مهريزي

سلام بر ابراهيم و دوستان عزيز بسيار متاسفم از اين رخداد اما مطمئنم كه از حضور سه ماهه در انگليس بسيار استفاده خواهي كرد.

om62

ابراهیم خان غصه نخور! منم 7 ماه دیگه کارت پایان خدمت میگیرم! شما زودتر آزاد میشی! :) شما که برمیگردی به خاطر فضای ایران و دانشگاه و پژوهشکده (طبق نظر خودتون) حتما میدونی که این قضایا هم جزء همین فضاست! امیدوارم موفق باشید ...

نوید

سه ماه و سه روز اقامت در انگلیس برتر از هفتاد سال خدمت است!.. می تونی از موقعیت ات و دسترسی به منابع به بهترین شیوه استفاده کنی، هر چند قبول دارم که آدم وقتی همش فکرش به خانواده اش در ایران باشه خیلی نمی تونه کارایی کافی داشته باشه... می تونی این زمان رو صرف کنی برای این که با استادها و آدم های مختلف گپ بزنی و شبکه اجتماعی ات رو گسترش بدی...

ابراهیم

سلام البته الان دارم به این نتیجه می رسم که خیلی فرصت خوبی هم هست که روی خودم کار کنم مساله ای که خیلی ازش غافل بودم توی مدتی که دکترا می خوندم وقتی برای خودم نداشتم و نذاشتم.

مهدی کیامهر

سلام. تشبیه جالبی بود. علاوه بر نکات دیگری که دوستان گفتند. من چی بگم که باید 29 ماه اجباری بمونم به جای 24 ماه. همواره در جاهایی که سیاه به نظر می‌رسند یک جنبه‌های روشنتری هم وجود دارد.

masteradv

سلام دوست عزیز وبلاگ بسیار پر محتوایی دارید خوشحال میشم از وبلاگ من هم دیدن کنید و تبادل ترافیک داشته باشیم