به بهانه سال نوآوری و شکوفایی

(با این امید که ترنم سبز بهار طبیعت، شادی بخش دلهای شما باشد و با تبریک سال نو به همه هم‌وبلاگی‌های عزیز)

 

جریان نام‌گذاری سال‌های مختلف به نام‌های متفاوت، در کنار همه فواید و چالشهایی که دارد، به هر حال مساله‌ای‌ست که در فضای سیاست‌گذاری ما اثرات قابل توجهی دارد، به‌ویژه امسال به خاطر نامگذاری این سال به سال نوآوری و شکوفایی، در حوزه علم و تکنولوژی و نوآوری، این تاثیر شدیدتر هم خواهد بود.

در کنار سمینارها و کنفرانسها و برنامه‌هایی که با این نام خواهیم داشت، مساله‌ای که بیش از همه ذهن مرا مشغول کرده‌است، این است که طرح این مساله در فضای بیمار سیاست‌پژوهی، سیاست‌گذاری، و اجرای سیاست‌های کشور ما تبعات منفی‌ای را به بار داشته‌‌باشد. به صورت خلاصه باید گفت

1-       در فضایی که توسعه و به‌ویژه توسعه اقتصادی و مخصوصا توسعه اقتصادی با محوریت بخش خصوصی در عطش جرعه‌ای ثبات و پایداری در محیط سیاسی، اقتصادی، نهادی و اجتماعی سر به بیابان گذاشته است، باید توجه داشت که به بهانه نوآوری، این حداقل جرعه را به سرابی همیشگی تبدیل نکنیم.

2-       در شرایطی که خلاقیت‌های صورت گرفته در سالهای گذشته (به معنی Invention) هنوز میوه نوآوری به بار نیاورده است (منظورم Innovation است)، این نهالهای تازه رسته را به بهانه نوآوری‌های جدید، فراموش و یا لگدمال نکنیم (مثالهای زیادی را در حوزه‌های جدیدی همچون زیست‌فناوری، پزشکی و ... می توان نام برد که مستعد چنین لگدمال شدنهایی هستند!)

3-       نوآوری، بهانه‌ای برای شتابزدگی برای ایجاد تغییر (به معنی Change و نه نوآوری) و دلخوشی به اینکه صرفا کاری جدید و متفاوت انجام داده‌ایم به دست ما ندهد. خلاصه اینکه از فردا راه نیفتیم و هر طرح نسنجیده و فکر نشده و "یک‌شبه از خم رنگرزی بیرون آمده" ای را با نام نوآوری ارایه کنیم.

با این تفاصیل شاید چیزی که بیش از همه نیاز فعلی فضای سیاست‌گذاری کشور باشد، "نوآوری در جلوگیری از نوآوریهای مخرب" باشد، چیزی که متاسفانه در سالهای گذشته به هر کدام از سه حالتی که در بالا ذکر شد، رواج قابل توجهی‌ داشته است.

 

(با گل‌های زیبای نظرات خود، باغچه این وبلاگ را پرطراوت کنید!)

محمد حسین رضازاده مهریزی

/ 10 نظر / 14 بازدید
جواد

حسین آقای عزیز نکته ارزشمندی را یادآوری نموده اید. بنده این نامگذاری را فرصتی برای نوآوری و بستری برای اقربخش نمودن مطالعات و سیساتهای رشته خودمان میدانستم. با نکته ای که متذکر شدید و با توجه به سوابق و فضای سیاستگذاری و مدیریتی. من هم نگران فائق شدن آثار مثبت بر اقار منفی شدم. البته اگر ماها بتوانیم با اتفاق نظر و تلاش بیشتر طرحی نو دراندازیم این نامگذاری برکات جدی هم میتواند داشته باشد. انشا...

با سلام به همه دوستان و تبریک سال جدید! نکته زیبای حسین عزیز واقعا در خور توجه است. به نظر من نظر حسین و جواد عزیز می تواند در کنار هم زیباتر باشد. دید اول اینکه ما خود را سیاستگذار فرض کنیم و از این دید به موضوع نگاه کنیم.در این بخش من فکر میکنم در بعضی جاها در کشور دوران لازم برای تقلید سپری شده و زمان توجه به نوآوری فرا رسیده است. ضمن اینکه این گفته چارلز لیندبلوم را فراموش کرد که: "یک سیاستگذار عاقل می داند که سیاست او ممکن است اثار زیادی داشته باشد که او هرگز به آنها فکر نکرده است". لذا از دید عملگرایانه نگرانیهای از نوع اول برای ما به عنوان یک تمرین ذهنی بسیار مفید است. و دوم اینکه به آنچه هستیم فکر کنیم و اینکه الان چه میتوانیم بکنیم. نگاه دوم جیزی است که من به آن علاقه بیشتری دارم. مشخضا این رویکرد که: این نامگذاری اتفاق افتاده است. من چگونه میتوانم در این فضای جدید مفیدترین باشم؟ البته در این نوع نگاه هم نگاه اول به عنوان عاملی برای شناسایی فضا ضرورت دارد. باز هم ممنون از دوستان!!!

مهدی میم

با تشکر از حسین عزیز که مطالب مهمی را یادآور شده اند. مساله ای که باید بدان فکر کرد این است که نوآوری با مسائل اقتصادی عجین و آمیخته است و آیا در فضای کنونی اقتصادی کشور انگیزه های لازم برای نوآوری در بین محققان وجود دارد؟ نکته مهم دیگر در عملی شدن این ایده توجه به سازوکارهای پایین به بالا در رشد و شکوفایی نوآوری ها در سطح جامعه است و اینطور نشود که یک عده از مسولین به بهانه نامگذاری این سال به نام نوآوری دکانی را برای خود باز کنند و عده ای دیگر رشد نوآوری را با دستور سعی کنند که عملی کنند بدون آنکه به زیرساختها و نیازهای انگیزشی لازم برای نوآوری در جامعه و حمایت از محققان توجه کافی کنند.

مهدی میم

در هر صورت من فکر می کنم که مهمترین کار در سالی که به نام نوآوری است ایجاد شرایط و بستری مناسب برای ظهور نوآوری در جامعه است و این شرایط شامل شرایط مناسب افتصادی- قوانین و ساختارها- اجتماعی و سیاسی است.

علی میم

با تشکر از مطالب حسین عزیز. از نظر من این نامگذاری فرصت مناسب جهت مطرح نمودن نقش نوآوری در شکوفایی اقتصاد کشور می باشد ولی همانطور که حسین اشاره کرد ممکن است اظهار نظرات غیر تخصصی و لوس شدن موضوع این امر به بیراه رود و نوآوری به عنوان مطرح شدن یک ایده خلاصه شود نه یک فرآیند که منجر به رشد اقتصادی گردد. با تبریک سال نو و آرزوی موفقیت

آرش میم

در این دنیا چیزهای خوب بسیارند. انسجام ملی چیز خوبی است. اتحاد آرزوی همه است. نوآوری را همه می خواهند. شکوفایی را هم همینطور. مهم اینست که ببینیم علل بوجودآورنده این چیزهای خوب کجا هستند و بعد از طریق دستکاری و برنامه ریزی در ساحت علتها آن چیزهای خوب را عملی سازیم. شما اگر دوست دارید که فرزندتان انسان راستگویی باشد کافی نیست که اسمش را بگذارید: صادق! کارهای زیاد دیگری را هم باید انجام بدهید.

ابراهيم

با سلام و تبريك سال نو به همه در حد يك بيشنهاد فكر كنم مي توانيم يك نامه اي تهيه كنيم و به خيلي ها بفرستيم كه هم جنبه تحليلي داشته باشد و هم جنبه عملي روزنامه ها هم أن را منتشر خواهند كرد مخاطب أن هم مي تواند مسوولين ذيربط باشند البته تهيه أن كار جدي مي برد فعلا يا علي

محمد حسين رضازاده مهريزي

با تشكر از نظرات همه دوستان من دقيقا متوجه نشدم كه ابراهيم منظورش چه جور نامه اي است؟ با چه موضوعي؟ خطاب به چه كسي؟ لطفا كمي بيشتر توضيح دهيد.

ابراهیم

شرمنده از دوستان، چون نوشته قبلی را با کی بورد عربی نوشتم که نمی شد درست تایپ کرد. من مطلب را در حد یک ایده کلی مطرح کردم، هر چند در مورد چند و چون آن هم پیشنهاداتی دارم. کلیتا به نظرم الان زمان مناسبی برای مطرح کردن یک سری مسائل در فضای کشور است (فضایی که کمی باز شده است). همه ما می دانیم که اشخاصی که سرکار هستند با مباحث تخصصی آشنا نیستند و کارها به صورت سعی و خطای دوره ای جلو می رود (یعنی دانش انباشت نمی شود و با تغییر دولت دوباره عوض می شود). ایسنا بعد از پیام نوروزی رهبری با تعداد زیادی افراد مصاحبه کرد که متن همه آنها هم موجود است، ولی مشخص است که نظرات آنها عمقی ندارد و از سر تجربه بیان شده است. شاید بتوان با انجام یک سری اقدامات حداقل این تلنگر را وارد کرد که سیاستگذاری و نوآوری با معماری تجربی و مسائلی از این دست فرق دارد. به قول آرش، چشاندن مزه مباحث تحلیلی از همان جنسی که توی دانشگاه اتفاق افتاد، ولی ادامه پیدا نکرد. حال کارهای مختلفی را می توان انجام داد و عمق های مختلفی را می توان برای اثربخشی آن مدنظر داشت (مثلا بیشتر از یک تلنگر) که خود تابعی از توانمندی جمعی است که می خواهد این کار را

ابراهیم

که خود تابعی از توانمندی جمعی است که می خواهد این کار را انجام دهد. لذا ایده اولیه ام این بود که نوشتن یک نامه به صورت موجز و تحلیلی تجربی و چاپ آن در یک سری روزنامه (که کار ساده ای است، مثلا همشهری را من می توانم هماهنگ کنم)، خطاب به مسولان یا شخص رئیس جمهور و یا مسائل دیگر. قطعا این ایده نیاز به چکش کاری فراوان و بحث دارد. اما از طرف دیگر پارامتر زمان هم مهم است، یعنی زیاد هم وقت نداریم.