معیار کج!

14 موسسه اول از میان 185 موسسه موجود در این رنکینگ است. اما مساله این است که این دانشکده حدودا یک سال است که تاسیس شده است و قرار گرفتن آن در چنین رتبه ای در وهله اول عجیب به نظر می رسد. البته ابتدائا رنکینگ برای دانشکده هایی صورت گرفت که بیش از 500 مقاله در سال داشته اند و این دانشکده تازه تاسیس در آن رتبه بندی نیامده بود، اما رتبه بندی ثانویه شامل همه دانشگاه ها منتشر شد که نتیجه آن در زیر قابل مشاهده است.

2-

هفته پیش فاگربرگ که قرار است یک سالی در اسپرو باشد سمینار بسیار جالبی داشت در ارتباط با حوزه مطالعات نوآوری، تحقیقی که به زعم خودش ده سالی است که روی آن کار می کند. علاقه وی این بود که بتواند حوزه مطالعات نوآوری و دانش تولید شده در آن را به تصویر بکشد و به زیبایی نشان داد که معیار ارجاع به مقالات اصلا نمی تواند معیار خوبی از این مساله باشد که چه کارهایی اثر گذارتر و مهم تر بوده اند. وی با متدولوژی متفاوتی که در پیش گرفته بود (که ذکر آن ازحوصله این نوشته خارج است) نشان داد که پر ارجاع ترین کتاب در ارتباط با نوآوری در رتبه 13 کارهای پراهمیت است در حالیکه یکی از آثار فریمن که رتبه دوم از حیث اهمیت و اثرگذاری را دارد از حیث ارجاعات از نصف رتبه 13 هم کمتر است و ...

UK rank

Institution

Papers

Citations

Cites/ paper

1

London Business School

621

7,825

12.60

2

University of Sussex

252

2,696

10.70

3

University College London

564

4,797

8.51

4

University of Edinburgh

298

2,563

8.60

5

University of Oxford

1,092

8,895

8.15

6

University of Strathclyde

358

2,807

7.84

7

University of York

518

4,027

7.77

8

University of East Anglia

300

2,322

7.74

9

London School of Economics

1,300

9,933

7.64

10

University of Cambridge

879

6,394

7.27

11

University of Nottingham

996

7.124

7.15

12

University of Warwick

988

7.015

7.10

13

Cardiff University

577

3,498

6.06

14

University of Manchester

778

3,803

4.89

3-

دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه ساسکس یک سالی است که تاسیس شده و اسپرو که قبلا مستقل بود اکنون به عنوان بخشی از این دانشکده درآمده است. زمانی که بحث ادغام و تاسیس بسیار داغ بود، یکی از استدلالاتی که دانشگاه برای این مساله داشت این بود که کارهایی که در اسپرو انجام می شود را نه می توان تحت عنوان اقتصاد، نه مدیریت، و نه رشته سیاست عمومی قلمداد کرد و از این روی این کارها خود را در رنکینگ ها نشان نمی دهند. به هر روی با فشار دانشگاه این ادغام صورت گرفت و خوب یکی از اولین نتایج آن این بود که مقالات اسپرو تحت عنوان مدیریت و اقتصاد اکنون قلمداد می شوند و از این روی دانشکده مدیریت و اقتصاد توانسته رتبه دوم انگلستان را به دست آورد.

4-

اکنون خیلی ها می دانند که معیار مقالات و ارجاعات معیار مناسبی برای اندازه گیری اهمیت کارهای آکادمیک و اثرگذاری آنها نیست، اما همه آن را استفاده  می کنند. اخیرا آنقدر مساله رنکینگ دانشگاه ها و موسسات مهم شده است و از طرفی به خاطر اینکه این رنکینگ ها نمی توانند واقعیت را منعکس کنند، اتفاقی که می افتد این است که موسسات ناچار می شوند این رنکینگ را به عنوان یک واقعیت اجتماعی مهم قبول کنند و از این روی فعالیتهای خود را مبتنی بر رنکینگ ها و معیارهای آنها ساماندهی کنند.

5-

اینجا در اسپرو کسی منکر این مساله نیست که کیفیت مقالات و کارها مهم است و باید آنها را مدنظر قرار داد، همچنین آنها منکر این نیستند که کیفیت مقالات و کارهایشان قابل توجه است، اما آنها اعتقاد دارند که باید این کیفیت را با معیار دیگر و صحیح تری اندازه گیری کرد (نه صرف ارجاع مقالات). آنها خودشان می دانند که یک حوزه میان رشته ای هستند و در قالب هیچ رشته خاصی نمی گنجند و معیارها و شاخصهای فعلی در ارتباط با مطالعات میان رشته ای فوق العاده ناکارآمد هستند اما وقتی سیستم این است، به قول Joe Tidd با این که ما می دانیم این معیارها درست نیستند، اما لااقل با اسپرو مهربان بودند. اما از آن طرف آنها کار خودشان را هم انجام می دهند، نظیر کاری که فاگربرگ در حال انجام آن است.

6-

این رویه در کشور ما هم باب شده است و یک محقق و یا استاد دانشگاهی به جای آنکه هم و غمش حل مسائل کشور و یافتن جنبه های پنهان واقعیت باشد، احساس می کند که نوشتن مقاله ISI کاری است که باید بر روی آن وقت بگذارد و این مساله گاها چنان مهم می شود که سایر جنبه ها را تحت تاثیر قرار می دهد و اتفاقی که می افتد این است که "معیاری" که برای اندازه گیری یک "چیزی" درست شده است از خود آن "چیز" مهم تر می شود و همه تلاشها مصروف بالا بردن آن "معیار" می شود در حالیکه خود آن "چیز" دست نخورده باقی می ماند، چرا که "معیار" نمی توانسته منعکس کننده و شاخص خوبی برای آن "چیز" باشد.

7-

اما نکته ای که مهم است این است که در بسیاری از کشورها نهادهای علمی ایجاد شدند و اکنون این مساله بر کارکرد آنها می تواند اثر منفی بگذارد. اما برای ما مهم است که نکند این معیارها و شاخصها در همان ابتدا نهادهای ما را "کج" بنا کند و به قول معروف:

خشت اول گر نهد معیار کج                        تا ثریا می رود دیوار کج

{البته در شعر اصلی معمار بوده است که با توجه به موضوع فوق نگارنده خود آن را به معیار تبدیل کرده است}

خلاصه مواظب باشیم گول نخوریم!

 ابراهیم

/ 6 نظر / 33 بازدید
علی بابایی

سلام و با تشکر اگر ممکن است اسم دو کتاب ذکر شده در بند دوی مطلبتان را ذکر کنید: پر ارجاع ترین کتاب در نوآوری و تاثیرگذار ترین کتاب در حوزه نوآوری

مهدی کیامهر

درسته. اصولا یک اصل نسبتا اثبات شده وجود دارد و آن هم اینکه سیستمها رفتار خودشون را در جهت معیارهای کنترلی تطبیق می‌دهند. جدای از اینکه این بحثها درست است، دانشگاهها در دنیا هم خودشان به این موضوعات اهمیت می دهند برای اینکه رتبه‌های بین‌المللی مبنای جذب دانشجوست و این یعنی پول بیشتر در این شرایط اقتصادی. به هر حال این شاخصها برای هر دو کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته بد هستند.

ابراهیم

مهمترین اثری که فاگربرگ تقسیم بندی کرده بود کتاب تئوری تکاملی تغییرات اقتصادی نلسون و وینتر (1982) بود که سالی حدودا 160 ارجاع در مقالات آی اس آی دارد. اثر دوم کتاب اقتصاد نوآوری صنعتی فریمن است (1997) که سالی اگر درست یادم باشد حدود 80 تا 90 تا ارجاع دارد. اثر سیزدهم (یا همان حوالی) کتاب انتشار نوآوری راجرز بود که سالی 200 تا ارجاع دارد ولی در حوزه نوآوری اثر مهمی تلقی نمی شود بلکه بیشتر ارجاعات به آن در حوزه مدیریت و بزینس است.

مهدی مجیدپور

انتشار مقاله خودش فی نفسه کاری مثبت برای اشاعه دانش است. اما هماطور که ابراهیم گفت وقتی که این شاخص هدف می شود و سیاستگذاری بر مبنای آن انجام می شود اثرات منفی از خود نشان می دهد. حرف فاگربرگ هم همین بود که برای سنجش و رتبه بندی نهادها و زمینه های کاری لزوما یک معیار کار نمی کند. برای همین هم در طی سالهای گذشته سعی کرده بود تا معیاری جدید که کارآمدتر از معیار کلی است برای رتبه بندی در حوزه مطالعات نوآوری توسعه دهد. نکته دیگری هم که اشاره داشت به پیچیدگی این کار بود.چرا که این مطالعات گاها در حوزه های مختلف و تحت عناوینی چون R&D، تکنولوژی، صنعت و اختراع قرار می گیرند و تفکیک آنها بسیار مشکل است. در نهایت آنچه که میشود از رویکرد اسپرو فهمید این است که اینها کماکان انتشار مقاله را ادامه می دهند و هنوز هم در این حوزه پیشتازند. طبق رده بندی فاگربرگ هم در این فیلد در دنیا اولند و دنشگاههای هاروارد و استتفرد بعد از اسپرو هستند. اما این مهم است که انتشار این مقالات را با چه هدفی و با چه متدی انجام می دهند واز اینکه خود انتشار مقاله را هدف کنند پرهیز می کنند.

نیست

با سلام به این میگن استفاده نادرست از معیار گذاری. معیار یا شاخص در حقیقت نشانه هایی هستند که ادعا می کنند درصد رسیدن ما به هدف را نشان می دهند. اما به قول نگارنده گول نخوریم و با یکی دو تا نشانه هول نشیم و بگیم رسیدم و یا در مسیر رسیدن هستیم. به هر حال آزمایش خون را دکتر می تونه ترجمه کنه و معیارها را صاحب فن اون.

امیدوار

با سلام ممنون از مطلب بسیار جالبتون اگه ممکنه اطلاعات بیشتری از سمینار فاگربرگ را منتشر کنید با تشکر