علم بهتر است یا تکنولوژی؟

شاید در وهله اول این سوال کمی بی معنی به نظر برسد چون هر دوی آنها خوب است. البته اگر به نحله های مختلف فکری نظری بیندازیم، همین فرض اولیه که هر دوی آنها خوبند نیز کمی با مشکل مواجه می شود چرا که به زعم خیلی ها یکی و یا هر دوی آنها نه تنها خوب نیستند، بلکه بسیار برای بشر مشکل آفرین نیز بوده اند.

حال از این مساله که بگذریم و فرض کنیم که هر دوی آنها خوبند، یا واجد جنبه های خوبی هستند، یک سوال شاید جدی در این میان این باشد که کدام یک بهترند؟

چون واژه بهتری واژه ای نسبی است و به ظرف و زمینه بستگی دارد، خوب است راجع به کشور ایران با شرایط فعلی صحبت کنیم. فرض کنید شما اکنون در مقام معاون علم و تکنولوژی رئیس جمهور بودید با کلی بودجه های مختلف از جاهای گوناگون. شرایط کشور ما هم که کم و بیش مشخص است و هر یک دیدی از آن داریم. با توجه به این شرایط، شما اولویت را به توسعه علمی می دادید یا توسعه فناوری؟ یا معتقدید که ترکیبی از این دو امکان پذیر است (که من شک دارم)؟ در واقع این پول را چطوری خرج می کردید (آیا صرف تجهیز آزمایشگاه های دانشگاه ها می کردید؟ به صنعت وام می دادید؟ و یا غیره).

و بعد، به نظر شما الان در کشور ما چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

به نظر من اینها سوالات فوق العاده مهمی هستند که شاید ما هم جواب روشنی برای آن نداشته باشیم و چه خوب است بحثی در این زمینه، شاید به صورت نیمه تخصصی، داشته باشیم. منتظر نظرات شما هستم.

 

ابراهیم سوزنچی کاشانی

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی

http://comments.persianblog.ir/images/icon/4.gif .

مهدی میم

بسیار ممنون از ابراهیم که سوال جالبی را مطرح کرده است. حقیقتا امروزه صحبت از علم و تکنولوژی به صورت منفک بسیار سخت شده است. به نظر می رسد درهم تنیدگی ایندو آنقدر زیاد شده که نتوان براحتی یکی را بر دیگری مقدم دانست. اما به نظرم اول باید بدانیم در کدام فضا نفس می کشیم و با کدام صنعت سروکار داریم (که پاویت تا حدودی این مساله را روشن کرده است) و قبل از آن باید بدانیم که آیا توسعه اقتصادی چقدر اهمیت دارد. اگر به تجارب تازه به دوران رسیده ها! (جنوب شرق آسیا) نگاه کنیم متوجه می شویم که در توسعه یافتگی آنها نقش تکنولوژی و تحقیقات کاربردی با کسب بازارهای خارجی بسیار اهمیت داشته است. در ضمن در کشور ما که این همه ادعا می شود که ما از لحاظ علمی جلوهستیم و از لحاظ تکنولوژی فقط عقب مانده ایم به نظرم خیالی بیش نیست و رشد علم را فقط نمی توان با تعداد مقالات چاپ شده ارزیابی کرد. بهتر است اول اهداف مشخص شود و بعد با شناخت بهتر جامعه یکسری گزاره های معتبر بیان شود.

مهدی ک.

سوال ابراهیم خیلی سوال گسترده‌ای است و نمی‌توان به آن به راحتی جواب داد. گرچه کلیشه‌ای به نظر می‌رسد ولی پیش از جواب دادن به سوال باید مشخص شود که اصولا کشور چه اهدافی را دنبال می‌کند تا بتوان با توجه به اهداف برنامه‌ها را مشخص کرد. از آنجا که این اهداف مشخص نیست و یا حداقل توافقی بر سرآن وجود ندارد نمی‌توان انتظار هیچ کار مناسبی داشت. من اینجا فقط چند ملاحظه تحلیلی ذکر می‌کنم: 1- میزان ایفای نقش دولت در زمینه علم و تکنولوژی خیلی بحث برانگیز است. جدا از سرمایه‌گذاری در آموزش و پژوهشهای علمی که حداقل می‌توان توجیهی برای نقش دولت پیداکرد، تنها بعضی زمینه‌های تکنولوژیک که از قضا ممکن است خیلی هم مبتنی بر پیشرفتهای علمی باشد توجیه مداخله مستقیم دولت را دارد. 2- شکست دولت در همه جای دنیا پارامتر بسیار مهمی است. این مساله به خصوص در ایران پررنگتر هم هست. مانمی‌توانیم فراموش کنیم که خیلی از زمینه‌هایی که دولتها در ایران برای اصلاح آن هدفگیری می‌کنند با مداخله دولت بدتر می‌شود. بعلاوه سرمایه‌گذاریهای مستقیم دولت در تکنولوژی با هوشمندی توسط گروههایی خاص مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد. 3- پیشرفت کشورهای شرق آسیا

مهدی ک.

3- پیشرفت کشورهای شرق آسیا واقعیتی غیرقابل انکار است. اما فراموش نکنیم که تمام مطالعاتی که در این زمینه صورت گرفته تحلیلهای روبه عقب است و هر محققی با ابزار تئوریک و عینک خاص خودش این پدیده را مشاهده کرده است. نمی‌توان در مورد اینکه بنگاهها موثرتر بوده‌اند یا دولتها نتیجه‌گیری کرد. اتفاقا شواهد قوی وجود دارد که این پیشرفتها را بنگاهها انجام دادند و دولت براساس پیشنهادات بنگاهها به ایفای نقش حمایتی و رفع مشکلات بنگاهها پرداخته است. البته این مساله شبیه مرغ و تخم مرغ است. 4- در مورد گونه‌بندی پاویت، این گونه‌بندی در مورد بنگاهها است نه در مورد صنایع و تنها یک تلاش اولیه و غیردقیق. مثلا در زنجیره ارزش هر صنعتی خانه‌های فعالیتی متفاوتی وجود دارد که ویژگیهای خاص خود را دارند(مثلا صنایع پیشرفته در زنجیره خود بخشهای با تکنولوژی پایین هم دارند). از این گذشته این گونه‌بندی توضیحی است در مورد جامعه‌آماری بنگاههای در دسترس محقق. در واقعیت هر تک بنگاهی ملاحظات استراتژیک و تکنولوژی خاص خودش را دارد و اشتباه بزرگی است اگر بخواهیم بر اساس گونه‌بندی پویت به سیاستگذاری برای صنایع بپردازیم. 5- من علاقه‌مندم در این مورد بحث

مهدی ک.

5- من علاقه‌مندم در این مورد بحث گسترده‌تری صورت گیرد که اصولا چه کسی می‌تواند در عمل سیاستگذاری کند؟ این مشکلی است که متاسفانه در حال حاضر کشور ما به شدت از آن رنج می برد. من شک دارم که تحصیلات دانشگاهی صرف بدون تجربه واقعی و عملی بلندمدت کسی را قادر به سیاستگذاری کند. زدن حرفهای کلی و غلط کار ساده‌ای است. پوزش از بابت طولانی بودن

مهدی میم

بحث جالبی در حال شکلگیری است. به نظرم اولا در مورد جنوب شرق آسیا علرغم تشت آرا و نظرات مختلف تقریبا اکثر محققان به نقش مثبت دخالت دولی (با اشکال مختلف) تاکید کرده اند (مدل گرشنکرون). در این میان ادبیات موضوع (حداقل ادبیات جدید) به نقش کلیدی بنگاهها تاکید کرده اند. اما آنچه که ابراهیم به عنوان یک دغدغه مطرح کرده است تقدم گذاشتن یا نگذاشتن در تخصیص بودجه به علوم یا تکنولوژی در جامعه است. قطعا همانطور که مهدی ک. اشاره کرده طبقه بندی پاویت و یا امثالهم نمی تواند مبنای سیاستگذاری قرار گیرد. چرا که در اینصورت تمام کشورها این الگو را بکار می بردند و بر مبنای آن سیاستگذاری می کردند و همه جا گلستان می شد و تمام کشورها توسعه می یافتند. اما آنچه که مهم است شناخت بهتر هر صنعت و درک درست از چالشهای آن است. مثلا در یک صنعت فاصله تحقیقات بنیادی با محل ظهور نوآوری بسیار کم است و در برخی زیاد و به تبع آن سیاستگذاری نیز باید متفاوت باشد.

ابراهیم

اگر بحث را دقیق تر بخواهیم مطرح کنیم، یکی از مسائل مطرح شده این است که آیا ما برای سیاستگذاری از صنعت و تفاوتهای میان آنها شروع می کنیم؟ تا بعد برویم سراغ پویت و سایرین (مثلا نایتینگل هفته پیش توی سمینار جمعه دسته بندی پویت را آپدیت کرده بود و همه آمده بودند، حتی کسانی که ما نمی شناختیم نظیر کنتول و ... اما تهش معلوم شد که کار خاصی جلو نبرده است و همان مشکلات قبلی در کار وی هم وجود دارد). جدای از مسائل مرتبه دومی که من فرض کردم بخشی از آن حل شده باشد و در نظر بگیریم علم و تکنولوژی هر دو خوبند، قبل از اینکه ما دست به انتخاب بزنیم، آیا یک سری تحلیلهایی در ترازهای بالاتر نباید صورت گیرد که یکی از نتایج آنها این خواهد بود که چه میزان به سمت تکنولوژی و چه میزان به سمت علم برویم؟ و بعد از این تحلیل مشخص شود که چه صنعتی را نیز انتخاب کنیم؟

ابراهیم

آیا به سادگی می توان آینده نگاری یا تکنیکهای مشابه را بدون تئوری منسجم به کار برد و انتخاب میان صنایع انجام داد؟ و مهم تر اینکه این تئوری درجه بالاتر یا تئوری های ضروری کدامها هستند که می توانند کمک کار سیاستگذاری باشند؟ و مساله ای که کسی به آن نپرداخت، یعنی اتفاقی که در کشور ما در حال رخ دادن است: آیا بارها نشنیده ایم که دکتر واعظ زاده مدل توسعه کشور را مدل خطی فشار علم مطرح می کند و عقیده دارد که این مدل برای کشور ما جواب می دهد؟ آیا این تئوری و به تبع آن پولهای کلانی که صرف واردات تجهیزات آزمایشگاهی و غیره می شود و یا تخصیص خواهد یافت، یک زنگ خطر به شمار نمی آید؟ آیا ما نمی توانیم در این میان نقشی بازی کنیم؟

آرش میم

نکته ای را می خواهم اضافه کنم و آن اینکه وقتی نام کیث پاویت مطرح می شود معمولا و بطور ناخودآگاه تکسونومی را بدنبال این نام پیش می کشیم و مظرح می کنیم. البته تکسونومی یکی از دستاوردهای خوب پاویت است ولی همه پاویت در این خلاصه نمی شود. آخرین مقاله ای که پاویت در عمر خویش نوشت (و موفق به تکمیل آن نشد) مقاله ایست که رابطه علم، تکنولوژی و نوآوری را روی يک طیف مشخص کرده و مقاله ایست که می تواند به ما در بدست آوردن یک نگاه سطح بالا نسبت به موضوع کمک بکند. نکته بعدی اینکه من با مهدی ک در این موافقم که پاسخگویی به سوالات سیاستگذارانه در این زمینه ها باید مسبوق به تحصیل نگاهی سیستمی باشد: تصویر ما از اقتصاد ایران در بیست سال بعد چه شکلی است؟ پاسخ این سوال برای سیاستگذار علم و تکنولوژی نقطه شروع است.

محمد پ

ندیم که ما هستیم (وقتی که برایس سازمانها کار می کنیم) سلطان هم که سلطان محموده خودمونه. بادنجان هم که دستپخت ما آشپزهاست. اما با نظر ابراهیم در مورد حرفم موافقم! موفق باشید.