اخلاق علمي

چه مي‌شود كه اخلاق علمي در محيطهاي دانشگاهي ما با محيطهاي دانشگاهي خارج خيلي متفاوت است؟

از وقتي اين سوال توي ذهنم آمد كه سر كلاس يكي از استادهاي ايراني در دانشكده نشسته بوديم، جلسه آخر بود و عليرغم اينكه استاد در ابتداي درس قول داده بود كه يكي از روشهاي مهم در اين زمينه را به ما ياد بدهد، اين كار را نكرد. ما از او خواهش كرديم كه اگر ممكن است، يك جلسه اضافي بگذارد و اين روش مورد نظر را براي ما معرفي كند. پاسخي داد كه به قول معروف، برق از سه فازم پريد: گفت "درس شما 2 واحدي است". معني اين حرف هم براي او و هم براي ما خيلي واضح بود، يعني اينكه چونكه به اندازه يك درس 2 واحدي به من پول مي‌دهند، لذا حتي حاضر نيستم كه يك جلسه اضافي براتون بگذارم.

توي شوك ناشي از اين واقعه بودم كه ياد يكي از استادهايي افتادم كه در دانشكده SPRU، دانشگاه Sussex داشتيم. پروفسور اشتنمولر. يادم هست كه يك روز عصر كه حدود ساعت 5.5 كلاسش تمام شد، من و يكي ديگر از دوستان ايراني، چندين ساعت او را نگه داشتيم و او هم با متانت كامل، و بدون اينكه كوچكترين ناراحتي داشته باشد، يكي‌يكي سوالات ما را پاسخ مي‌داد، تا جايي كه هوا حسابي تاريك شده بود، اما او همچنان مشتاق بود كه به سوالات ما جواب بدهد. بعد از حدود يكي دو ساعتي، با عذرخواهي هر چه تمامتر گفت اگر ممكن است بقيه سوالات را فردا صبح جواب بدهم، چونكه يك ساعت پيش مي‌بايستي سر قرار مي‌بودم. خودتان بهتر مي‌دانيد كه در اين حالت چيزي جز خجالت و احساس شرمندگي پيش يك انسان بسيار فرهيخته چيز ديگري در درون خودمان احساس نمي‌كرديم.

برگردم به سوال اولم، چرا اخلاق علمي در محيطهاي دانشگاهي ما و كشورهاي ديگر اينقدر تفاوت دارد. راستش من تعريف دقيقي از اخلاق علمي ندارم، ولي بگذاريد يك مثال بزنم كه براي همه ما بارها تكرار شده است. چرا وقتي مي‌خواهيم يك سوال خيلي مختصر از يك استادمان بكنيم بايد ساعتها و يا شايد روزها منتظر باشيم تا بارِحضور بيابيم، حال آنكه بسيار راحت‌تر و البته مفيدتر است كه همان سوال را با ايميل از يك استاد خارجي بپرسيم، تا فقط يكي دو روز بعد، پاسخي مفصل، دقيق و با لحني كاملا گرم دريافت كنيم؟

راستش سوال من بيشتر به اين خاطر است كه من نگران خودم هستم! مي‌ترسم كه به راحتي من هم تبديل به يكي از همين استادهاي داخلي شوم كه وصفشان در بالا رفت. التبه خداييش انصاف داشته باشيم، تعداد معدودي از استادهاي داخلي هم مي‌شناسم كه اخلاق علمي بسيار خوبي دارند، اما متاسفانه اندكند!

نمي‌دانم، شايد آب و هوا، شايد شرايط جغرافيايي، شايد ويروسهاي آنفلونزا و يا شايد چيزهايي مانند نفت و سابقه تاريخي و هزاران عامل ديگر موثر باشند، اما دوست دارم نظر شما را هم بدانم، مخصوصا در اين خصوص كه چه كنيم كه ما خودمان چند سال ديگر اينطوري نشويم؟

 

/ 3 نظر / 8 بازدید
ابراهیم

سلام بهتر بود اسم کوچک خود را آن پائین می گذاشتی، هرچند من می دانم که حسین هستی. موضوعی که مطرح کردی فوق العاده مهم است و الان یکی از مسائل مبتلا به سیاستگذاری علمی کشور است. به عبارت دیگر هر کسی که بخواهد وارد مقوله سیاستگذاری علمی کشور بشود، یکی از مسائل مبتلا به خود را همین مساله اخلاق علمی اساتید کشور خواهد دید. راستش جوابهای گوناگونی به این مساله داده شده است، ولی به نظر من در یک تقسیم بندی ساده می توانیم عوامل داخلی (یعنی درونی انسانهای مختلف) و خارجی (یعنی متعلق به محیط) را از هم جدا کنیم. نکته ای که به نظر من در غرب عامل متمایز کننده است، این است که ساختار و یا همان عوامل بیرونی به گونه ای تنظیم شده است که افراد ناچار از این هستند که به وظایف مختلف خود عمل کنند. بدین ترتیب در این ساختار شما نمی توانید به سادگی کم بگذارید و یا از دست دانشجو فرار کنید. (این ساختار جنبه ها و فاکتورهای گوناگونی دارد که الان جای بحث آن اینجا نیست). حال در درون این ساختار کافیست عوامل درونی شما نیز به شما کمک کند که دانشجو دوست نیز باشد، در نتیجه مثل اشتینمولر خواهید شد. مثل اینکه بیشتر نمی توان نوشت.

آرش ميم

سوال بسيار خوبی مطرح کرده اي. اين سوال می تواند سوال يک تحقيق میدانی قوی باشد. جامعه شناسان بما می گویند که هنجارهایی که هر جامعه ای (من جمله جامعه علمی در یک کشور) بر طبق آن عمل می کند عمدتاْ ناشی از یک فرایند طولانی اجتماعی شدن در فضای آن جامعه است که این فرایند اجتماعی شدن از طریق دو مکانیزم اصلی عمل می کند: پاداش و تنبیه. پس سوال تو را می توان اینگونه مطرح کرد که: فضای دانشگاهی در ایران امروز به چه رفتارهایی پاداش (مادی یا معنوی) می دهد و چه رفتارهایی را دفع می کند؟

ابراهیم

با سلام پیشنهاد من این است که وبلاگ را بر روی برد دانشکده معرفی کنیم و حتی بحثهای خوب و جالب را را نیز پرینت گرفته و آنجا بگذاریم.