نیلیزاسیون خاموش اقتصاد ایران

بعد از مدتی که وبلاگ تعطیل بود و انگار کسی حوصله مطلب نوشتم نداشت، باز هم من از سر بیکاری گفتم یک چیزی نوشته باشم بقیه آدمهایی که مثل من بیکار هستند، سرگرم بشوند!

اول کلام به توضیح کلمه­ها و ترکیبهای تازه بپردازم: نیلیزاسیون اشاره به "فرآیند نیلی­گون شدن" دارد. که نیلی گون شدن هم اشاره دارد به همان استاد بزرگ اقتصاد ایران- دکتر مسعود نیلی-عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف. منظور از فرآیند نیلی شدن هم خلاصه همان اجرایی شدن تفکرات ایشان و دوستان گرامی­شان است (که از طریق نامه 11 استاد و سلسله سخنرانیهای سال 83-84 دیگه همه آنها را میشناسیم).

همین جا تا صدای بعضیها در نیامده عرض کنم که بنده با استفاده از واژه نیلیزاسیون خدای ناکرده قصد اهانت به استاد بزرگ را نداشته­ام؛ چه بهره­برداریهای مشابه از نام افراد زیادی در فضای علمی شده و می­شود که هیچیک توهین آمیز نیست: مانند ریگانیسم، تاچریسم،...

الغرض...به نظر میرسد آنچه در سالهای اخیر در اقتصاد ایران در حال رخداد است (منظورم همین 2-3 سال است) تا حد زیادی با تفکرات دکتر نیلی و همفکرانشان همخوانی دارد. اول به تشریح شواهد این موضوع میپردازیم:

الف) لایحه هدفمند کرده یارانه­ها: اجرای این لایحه با این روش (شناسایی درآمد افراد از طریق پرسشنامه ملی) و توزیع مستقیم یارانه­ها از موضوعات مورد علاقه این تقکر بوده که بالاخره بعد از سالهای زیادی بالاخره دارد میرود که اجرایی بشود.

ب) ادغام وزارتخانه های صنعت و تجارت: که در استراتژی توسعه صنعتی تدوین شده به دست حضرت استاد آمده بود، آن موقع کسی توجه نکرد، دوباره مطرح شده است.

ج) حرکت به سمت آزادسازیها: مانند نرخ ارز (که قرار شده از سال آینده آن هم کم کم آزاد شود) و موارد دیگر که دیگه بحث طولانی میشود...

لذا به نظر میرسد جنبه­های مهمی از این تفکر در حال حاضر در کشور مورد پذیرش هیات حاکمه است. اولین چیزی که در این مرحله می­توان گفت این است: چه جالب! از سویی جهت­گیری سیاسی این گروه (که در شدیدترین حالت آن را در دانشگاه در فاصله دو دوره انتخابات سال 84 شاهد بودیم) و از سویی نوعی از گرایشات مذهبی هیات حاکمه خیلیهارا به این تصور رسانده بود که احتمالا دولت رویکردی متفاوت خواهد داشت...اما خب این شده دیگه! در این یادداشت نمیخواهم به علل این موضوع که خودش خیلی جالبتر است بپردازم، اما علم و تکنولوژی چه می­شود:

برای اینکه بتوانیم در ادامه اتفاقات مخصوصا در حوزه علم و تکنولوژی نظر دهیم، بهتر است این تفکر را بهتر بشناسیم:

1.    علاقه به محاسبات ریاضی و ساده سازی/مدلسازی

2.    درنظر گرفتن دانش و تکنولوژی به عنوان یک جعبه سیاه

تهدید مورد اول این است که به قول Geoffry Hodgson، دانشمند Mathematical beauty را به جای Economic reality میگیرد. این تهدید در شرایط موجود با ذائقه مجریان که خیلی هم مهندس هستند، جدی به نظر میرسد؛ یعنی فقدان درک درست از مجموعه اقتصاد.

دومین نکته این است که در نظر گرفتن دانش و تکنولوژی به عنوان یک بسته: عدم توجه کافی به سیاستگذاری علم و تکنولوژی را به همراه خواهد داشت. این کم لطفی با توجه به غلبه نگرشهای سیاسی در نهادهای متولی علم و فناوری عملاً امید به اینکه علم و تکنولوژی (با پارادایم توسعه صنعت در بخش خصوصی) در کشور جان بگیرد، بسیار کمرنگ می­شود. و خلاصه تا مدتها... و علی العلم و تکنولوژی...السلام...

یادآور می­شود این یادداشت فکرهای بلندبلند نگارنده است...کامنت بفرمایید بحث کنیم یاد بگیریم!             

با تشکر- محمد پاک­نیت

/ 22 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش ميم

در حيطه اقتصاد علم (عمداً تكنولوژي را نمي آورم) كارهاي خوبي اخيراً در جهت آشتي دادن اقتصاد نئوكلاسيك با پيچيدگيهاي نهاد علم انجام شده است. اين تلاشها در جهت تلفيق جنبه هاي غير بازاري علم با چارچوب كلي علم اقتصاد انجام شده اند. پاول ديويد (كه يك زماني استاد شتينمولر بوده) اخيرا در اين زمينه دارد با چند نفر كار مي كند و مقاله هاي خوبي هم بيرون داده اند و . . . . در مورد تكنولوژي بنظرم موضوع سخت تر است و اطلاعات من هم زياد نيست.

آرش ميم

محمد جان! منظورم از مرده وبلاگ است. به خودت نگيري يكوقت!

محمد پاکنیت

آرش عزیز! تشکراز نظرات شما! راستشمن هم خاستم نمونه های از مکاتبات گذشته اقتصاددانان رو به عنوان شاهد بیارم که دیدم همش فیلتر شده!در واقع خاستم به نامه 11 اقتصاددان ارجاع بدم که در پاسخ به نامه 10 استاد نوشته شده بود تا مجموع این تیم روشنتر شود. علی ای حال در این مورد که این جریان با اصل اقدامات موافق هستند فکر میکنم نباید تردید کرد. پال دیوید عزیز را هم اگر زیارت کردید سلام برسانید. خیلی ادم جالب و دوست داشتنی است.واقعا ادم دوتا استاد اینجوری که میبیند دیگر دلش نمیخاهد...

آرش ميم

بله در اصل قضيه موافقند

ابراهیم

1- محمد جان دو بار گفتی اینا بحث کنن ما یاد بگیریم ما که منظورت رو متوجه نشدیم هرچند ظاهرا با این توصیفات شروع کننده من نیستم 2- من از نوشته ات لذت بردم و جالب بود اما از نظر دلیلی هنوز قانع نشدم که رابطه ای وجود دارد. دلیل آن هم این است که اگر دو نفر از نظر محتوای فکری شبیه هم باشند دلیل نمی شود که رابطه هم داشته باشند چون رابطه امری شخصی و ... است. برای مساله رابطه باید یک سری مدارکی ارائه دهی که فکر کنم نه تو و نه ما می توانیم به آنها دسترسی داشته باشیم. 3- راجع به اینکه این نحوه تفکر لزوما به حذف تکنولوژی می انجامد هم من قانع نشدم. در عرصه فکری که جریان مطالعات تکنولوژی اصلا برای فهم سازوکار توسعه تکنولو}ی در مکانیزم بازار ت وسعه یافته است و بازار پیش فرض آنهاست. اما خوب آنها مسلما با توصیه های اقتصاد مرسوم مخالف هستند چون اعتقاد دارند شناخت آنها از این مقوله کافی نیست. در عرصه عمل هم که تکنولوژی در جاهایی که اقلا خصوصی سازی بوده رخ داده هرچند آزاد سازی نه...

ابراهیم

3-... لذا آنها برای کشورهای دیگر که می خواهند پا در این راه بگذارند توصیه های متفاوتی دارند که توجه به آنها ضروری است و این شاید رسالت ماست که این توصیه ها را گوشزد کنیم. 4- البته کشور ما که مدل بومی و البته اسلامی می خواهد که فکر کنم هیچ کدام از اینها به کار نیاید و ما باید برویم غاز بچرانیم... 5- عطف به بحثهای قبلی و اینکه دوستان با افراد مختلفی حال می کنند, با این اوصاف بنده اصلا خود کارل مارکس هستم. اگه کسی از مارکس گنده تر سراغ دارد بیاورد. بعد از مارکس حرفهایی که در علوم انسانی زده شده یا نقد وی بوده یا الهام گرفته از وی یا در دفاع از وی. خوب سر همه را گرم کرده است. البته بر نخورد به علوم انسانی داخلی چونکه شان آنها اجل از این مساله است...

آمیز مهدی

ابراهیم. آقا یه توضیح بده ببینیم این کارل مارکس در این رابطه چی میگه! اگه بخوایم که از اونجا شروع کنیم به نظرم به بچه های فلسفه علم بگیم بهتره چون این کار اوناس نه کار سیاستگذاری علم و تکنولوژی. من پارسال مجبور شدم در قسمتی از کارم نظرات Veblen 1915رو بیارم. ولی خیلی سخت بود و فهمش همچین آسون نبود. راستش کسی تو اسپرو نبود که به مباحث اون زیاد آشنا باشه. حداکثر هابدی بود که از گرشنکرون شروع کرده بعدش هم بهم گفت که اگه مقال Veblen رو پیدا کردی به منم بده!

ابراهیم

بابا مارکس رو که شوخی کردم... خواستم یک چیزی هم به علوم انسانی وطنی و البته اقتصاد اسلامی جدید که مارکسیستی شده گفته باشم...

آرش ميم

كارل ماركس عزيز،‌ لطفا ايميل هاتون رو هم جواب بدين

مروی

سلام مجدد به همه دوستان محمد جان من رو ببخش که نتونستم جوابت رو زود بدم اینجا واقعا درسا به ما فشار آورده! راستش فکر کنم حتی در حوزه اقتصاد هم سواد من از دوستان کمتر باشه اما من باب تحرک هم که شده سعی میکنم یه مطلبی در این خصوص بنویسم ولی یکی دوهفته دیگه!