چگونه بچه‌دار شويم؟!

زن و شوهري بعد از سالهاي سال كه در خانه خود به تنهايي زندگي مي‌كردند، روزي صداي بچه همسايه‌شان را كه حدودا 20 سال داشت مي‌شنوند. از روي كنجكاوي سري به منزل همسايه مي‌زنند و جمالات و كمالات اين پسر رعنا، هوس داشتن بچه را به جان آنها مي‌اندازد. وقتي كه به خانه بر مي‌گردند، زن به شوهر مي‌گويد بهترين كار براي داشتن چنين پسر رعنايي، اين است كه از دستهاي او شروع كنيم. بيا دو تا دست بسازيم. چونكه اطلاعات خاصي نداشتند، شروع كردند با گچ دست درست كردند. اولش خيلي نگران نبودند، چونكه اين دست، نرمي دست يك انسان را داشت، اما كم كم كه گچ خشك شد و ترك برداشت، كمي علايم نااميدي در چهره آنها نمايان شد. خلاصه تمامي اعضاي بدن يك انسان را به اين ترتيب ساختند و كنار هم گذاشتند، اما متاسفانه اين مجسمه گچي براي آنها آن پسر رعناي زنده و سر حال نشد! صرفا دلشان خوش بود به اينكه يك چيزي دارند كه اسمش را گذاشته‌اند "پسرِما". با خود فكر كردند شايد ايراد از مصالح است، لذا چونكه وضع ماليشان خوب بود رفتند و بهترين گچ ساختماني را خريدند، و دوباره اين تلاش را تكرار كردند، اما نتيجه همچنان مانند سابق بود. گفتند شايد اندازه اندام را خوب انتخاب نكرده‌اند. لذا مجددا با دقت هرچه تمامتر با اندازه‌هاي واقعي مجسمه‌اي از پسرش خيالي‌شان ساختند. اما باز هم آب در هاون كوبيدن بود. بعد از اين همه تلاش بيهوده، روزي زن به شوهرهش مي‌گويد، خوب اشكالي ندارد، بيا چنين فرض كنيم كه اين هم يك انسان است و اصلا بيا چنين بگوييم كه اصلا پسر واقعي اين است، نه چيزي كه ديگران دارند. و اينچنين بود كه هر روز به اين پسر خود ساخته تقليديِ بي‌جان مباهات مي‌كردند، هرچند كه در دل خود مي دانستند كه اين نه آن است كه خود مي‌جويند.

 

شايد اين تمثيل البته اغراق آميز، كمك كند كه برخي از مشكلات توسعه علم و فناوري رادر كشورمان بهتر درك كنيم. بسياري از رفتارهايي كه ما طي سالهاي گذشته در خصوص توسعه علم و فناوري در كشورمان انجام داده‌ايم از منظر اين رويكرد بوده است كه خوب براي داشتن يك پسري با كمالات و جمالات فراوان به نام علم و فناوري، بهتر است با گچ، اجزاي آنرا بسازيم و كنار هم قرار دهيم. شايد بهتر باشد كه سياستهاي توسعه علم و فناوري را از نو بازبيني كنيم و تلاش كنيم كه رويكردي طبيعي و ديناميك و مبتني بر قواعد واقعي توسعه اتخاذ كنيم. البته شكي نيست كه اين مثال، خالي از اغراق نيست، ولي براي تقريب به ذهن مي‌تواند كمك كند.

حسين

/ 12 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش ميم

ممنونم. تمثيل جالبی است. نکات ابراهيم هم بنظر من نکات درستی هستند. ديشب داشتم وبسايت دانشگاه را برانداز می کردم ديدم که برخی از نشريات دانشجويی در آنجا لينک دارند. فکر می کنم وبلاگ (نشریه الکترونیک؟) سياستگذاری علم و تکنولوژی هم می تواند در آنجا لينک داشته باشد. نمی دانم راهش چيست که ما لينک خودمان را آنجا بگذاريم. کسی می داند؟!

آرام

حسين عزيز، ممنون مثال بسيار جالبي بود، ولي مسأله بر سر اين موضوع است كه روش طبيعي ، ديناميك و مبتني بر قواعد واقعي چيست در مورد مثالي كه زدي ما تنها در انتهاي كار متوجه مي‌شويم كه روشي را كه انتخاب كرده‌ايم طبيعي و مبتني بر واقعيت نبوده‌است زماني كه با صرف انرژي و هزينه نگران و ناراحت اين مسأله هستيم كه چرا چيزي را كه پديد آورده‌ايم شبيه مال بقيه نيست مسأله ديگر اينكه من فكر مي‌كنم ما بايد اول توسعه را براي خودمان معنا كنيم واقعاً توسعه چيست كه ما همه مي‌خواهيم توسعه يافته شويم؟ ب نظر من (در راستاي مثال تو) ما معمولاً مي خواهيم يك پسر مشابه پسر همسايه داشته باشيم، اما هرگز او را نديده‌ايم و تنها صداي او را شنيده‌ايم و وصفش را از پدر و مادرش، و در جريان ساختن همين پسر با نقشه انتزاعي نيز قصه شير بي يال و دم و اشكم تكرار مي‌شود

مهدی

دوستان عزيز تقريبا خيلی از مسائل را مطرح کرده اند. فکر می کنم که اکه يک خاطره از همين مساله بگم بد نباشه. يکبار توی جلسه ای نشسته بوديم و به ما گفتند که فلانی می آيد تا در رابطه با اين پروژه آينده نگاری کند. ايشان آمد و بعد از يکسری مطالب کپی - پيست از کتابها و برخی از مطالب ادبيات سياستگذاری که تازه مد شدهُ ُ گفت بسيار خوب حالا شروع کنيم تا آينده نگاری کنيم. آقای دکتر ... و ... مدلمان چه باشد. فشارعلم یا کشش بازار یا نظام نوآوری یا ؟؟؟ آقای دکتر گفت که خوب شما بگید . ایشان گفتند شما از هر جا می گید من شروع کنم. به یاد این حرف افتادم که اگه قلم رو دست یه بچه بدی باهاش همه جا رو خط خطی می کنه اما اگه به یه مهندس بدی برات نقشه می کشه. حالا شما بگید بچه کیه؟!!!

محمد

من فکر ميکنم مثال دوستمان هم مثال خوبی هست و هم نيست. يعنی در واقع آره ولی نه! از اين جهاتی که دوستان اشاره کردند خوب آره ولی از اون لحاظ نه! من فکر ميکنم اول باید ببینیم ما واقعا بچه میخواهیم یا نه. من فکر میکنم هنوز اینطور نشده و ما مثل پدر و مادرهای دنیای جدید خیلی نگران هزینه های بچه دار شدن مثل آموزش و تغذیه و تربیت و ... هستیم. دوما آيا ما واقعا تونستيم اون بچه رو عينا درست کنيم يا نه. در مثال شما هم حتما ميدونيد که اگه جسم لياقت داشته باشه خدا از دميدن روح دريغ نميکنه بلکه به خاطر فياضيتش اصرار هم داره که بهش روح بده! و شايد از اين دو مهمتر اينه که اصلا بايد عميقتر فکر کنيم که بچه ميخوايم؟ بچه ای مثل بچه همسايه؟ يا نه! يعنی جدا از اينکه ما چه چيزی رو اراده کرديم بايد ديد چه چيزی برای ما درسته. شايد به دنيا آمدن بچه همسايه باعث مرگ زن همسايه شده ولی ما از اون بی خبر مونديم!!! دست آخر از مثال قشنگ شما هم ممنونم که اينقدر جا داشت که همه نکات رو به خودش بار کنم!؟!؟!!!!

سعيد

سلام ممنون از مطلب زيبايی که نوشتی حسين آقا. بيان مشکل اگرچه همه جواب نيست ولی بسيار در حل آن کليدی است. با اين وجود شايد بتوان نقدی کوچک به مطلب شما وارد کرد. اينکه وضعيت علم و تکنولوژی کشور مشکل دارد شکی نيست. ولی اين مشکل چه ابعادی دارد؟ و اصلی ترين آنها چيست؟ بهتر بود که با دقيقتر کردن سوال و توضيح بيشتر آن لطفتان را تکميل ميکرديد.

ابراهیم

می خوام راجع به سعید یک کامنت بدم. اصلا خود این که مشکل را شناسایی کنیم نیاز به تئوری دارد. مساله این است که تئوری نداریم که بتواند به ما مشکلات را نشان دهد. مثال خوبش دکتر است. دکتر چون تئوری دارد، علائم را می بیند و مبتنی بر فهم تئوریک خود می گوید مساله چیست. بعد از آن دارو می دهد. اما مریض چون تئوری ندارد لذا فقط علائم را می بیند و مبتنی بر این علائم نمی تواند تصمیم بگیرد. مشکل سیاستگذاری کشور ما این است که مبتنی بر علائم، و نه تئوری ها تصمیم می گیریم. یعنی سیاستگذاران ما دکتر نیستند، و لذا مسائل را درست شناسایی نمی کنند و در نهایت تجویزهایشان هم به دردی نمی خورد. وارد بحثهای فلسفی اش هم نمی شوم، ولی خوب است بحثهای پوپر با پوزیتیویستهای منطقی را در این زمینه ببینی.

ابراهیم

همچنین سند اخیر علمی کشور که در مرکز سیاست علم کشور درآمد خیلی خوب است. به قول آرش همه اش این است که این علائم و نشانه های بد وجود دارد و سیاستهایی که تجویز شده است این است که اینها وجود نداشته باشد. مثلا کار جمعی نداریم (این یک علامت است، نه لزوما مشکل. شاید در پرتو تئوری که برای ایران توسعه می دهیم این اصلا علامتی از یک مشکل قلمداد نشود). لذا سیاست این است که تقویت کار جمعی و روحیه همکاری و ...

امين

سلام، تمام مشكلات به اصطلاح توسعه فن آوري فقط يك نوع كپي برداري از علم كشور هاي پيشرفته جهت بالا بردن آمار اسمي و افتخاري است .

چگونه بچه دار شویم ؟ افتاد نه داستان بگی!!!!!!!!!!!.....

س

چگونه بچه دار بشیم ؟ نه داستان بگی برای ما افتاد؟؟!!!!!!!!.