دکتر چه گفت؟

با سلام
راستش مطلبی که در زیر می آید یک هدف اصلی دارد و آن این است که نقدهای شما راجع به آن را گردآوری کند و سپس به صورت مکتوب و منظم گردآوری کند و به دکتر تحویل دهد.
اما دکتر کیست؟ منظورم دکتر واعظ زاده معاون علمی رئیس جمهور است. دیروز بر حسب اتفاق خبردار شدیم که ایشان قصد دارد در جهاد دانشگاهی مدل بومی نوآوری کشور را ارائه کند. لذا در آن جلسه حضور به هم رساندیم. ایشان هم فرمودند که این مدل اولیه است و نیاز به نقد دارد ولی خوب چون جلسه علمی نبود و مجال نقد نبود، آن را اینجا می گذارم تا شما نقد کنید و سپس به خود ایشان تحویل دهم . البته به کلمه نقد هم توجه کنید، به معنی بهبود. لذا هم بیان ظرفیتهای مثبت آن که قابل بهبود است و هم ایرادات آن که قابل بهبود است. همانطور که مستحضرید ایشان بیشتر چهره علمی است تا اجرایی و لذا علاقه بیشتری به این کارها دارد تا سایر کارهای اجرایی و ... . و اما لب کلام:
مدلهای نوآوری در طول زمان و مخصوصا با توجه به تغییر سازوکارهای اجتماع تغییر کرده اند.
1- مدل مبتنی بر مخترعان و مکتشفان قرن نوزدهم حول افرادی نظیر ادیسون. این مدل الان کاربرد ندارد.
2- مدل خطی که عقیده داشت از طرف تکنولوژی و تحقیقات نوآوری اتفاق می افتد. این مدل عمدتا مال اوایل قرن 20 است و جای تامل دارد.
3- مدل کشش بازار که مال تا دهه 70 است و عقیده دارد وجود تقاضا باعت نوآوری می شود.
4- مدل مختلط که هر دو را مطمح نظر قرار می دهد، هم طرف عرضه و هم طرف تقاضا.
5- مدلهای پیشرفته تر که عوامل محیطی را هم دخیل کرده اند نظیر نظام نوآوری.
در همین راستا، مدل آخر را به صورت خیلی ساده زیر رسم می کنیم.

این مدل ساده کل سازوکار و جوهره نوآوری را درون دایره گذاشته و متغیرهای عرضه و تقاضا و محیط در بیرون مشاهده می شوند.

259863.jpg

اما این مدل در محیطهایی با ویژگیهای مشخص جواب می دهد. این ویژگیها عبارتند از:
1- وضعیت بسامان داخلی اقتصادی و اجتماعی. یعنی مدل بیشتر حول کشورهایی بنا شده که این شرط را دارند.
2- موقعیت نسبتا مطلوب بین المللی. یعنی مدل بیشتر برای کشورهایی است که این موقعیت را دارند.
3- بالفعل بودن بیشتر قابلیتها. کشورهایی که بیشتر قابلیتهایشان بالفعل شده است.
4- وجود سیاستهای محافظه کارانه (مخصوصا بین المللی) به نوعی که تصمیمات ریسک کمی دارد و تغییرات شدید وجود ندارد. این شرایط و پیش فرضها برای کشور ما صادق نیست. ویژگیهای ایران به شرح زیر است:
1- موقعیت غیر رضایتبخش از نظر آحاد مردم و سیاستمداران
2- بالقوه بودن بیشتر قابلیتها
3- تحول سریع در برخی جنبه های موقعیت که برخلاف شرایط آرام مفروض در مدل است.
با اعمال این پیش فرضها می بینیم که این مدل نمی تواند برای ایران کار کند. لذا صرف دو نیروی عرضه و تقاضا نمی توانند پاسخگوی شرایط کشور ما باشند. بنابراین نیروهای دیگری لازم است. حال با مطالعه بعضی موردهای موفق در ایران، مانند موفقیتهای جهاد دانشگاهی، مشاهده می کنیم که یک عامل دیگر وجود داشته که باعث شده نوآوری در شرایط متغیر و سخت ایران اتفاق بیفتد. اسم این عامل را باید محرکهای فرهنگی و به طور خاص معنوی بگذاریم. این عامل با عوامل فرهنگی غرب هم متفاوت است، چون بیشتر حالت درونی دارد تا اینکه شاخصه محیط بیرونی باشد. از طرفی متغیر طرف عرضه هم نیست. بنابراین مدل جدید به شکل زیر است:


259864.jpg

تحلیل مدل:
1- نسبت به تغییرات ناخواسته مقاوم تر است. در جاهایی که تقاضا نباشد محرک معنوی کار می کند و حتی قوی تر می شود. 2- ابتنا بر عوامل تاریخی و ریشه دار کشور دارد 3- محیط دشوارتر را پاسخگوست 4- یک عامل اضافه تر دارد، یعنی قدرت تبیین بالاتر.
دلالتهای مدل:
1- باید عامل سوم را در سطوح فردی، سازمانی و فراسازمانی به حساب آورده و تقویت کنیم. 2- به نوع و نحوه حرکت کشور توجه دارد 3- می تواند موقعیت و ماموریتهای نوعی مراکز مختلف را تعیین کند و تعاملات میان آنها را تعریف کند.
این نگاه اثرات مختلفی در نحوه سیاستگذاری مدیران کشور دارد خود معاونت علمی ریاست جمهور در تلاش برای بهره برداری از آن در بخشهای مختلف خود است.


من خودم نقدهای مختلفی به آن دارم که در ابتدا بیان نمی کنم. ولی بسیار مشتاقم که نظرات همه را راجع به آن بدانم و خودم هم نقدم را خواهم گذاشت. خواهش دارم به طور جدی تر به آن نگاه کنید، چرا که این نگاه یک مدیر درجه اول کشور است که با ادبیات بحث هم نشان می دهد غریبه نیست. مخصوصا راجع به مدل بومی نظر بدهید. بچه هایی هم که الان اسپرو هستند می توانند تقلب کرده و مدل را با اساتید آنجا در میان بگذارند و نقدها را بگیرند. می توانیم نقد آنها را هم مستند به دکتر تحویل دهیم. اگر کار خوبی از آب در بیاید، شاید بتوانیم در راستای این مساله که چقدر شناخت دقیق و عمیق تئوریک مهم است گامی برداریم تا سیاستگذاران را بیشتر متوجه اهمیت مساله فهم کنیم.
با تشکر: ابراهیم.

/ 9 نظر / 31 بازدید

سعيد

سلام. ممنون از اينکه زحمت کشيدی و متن رو در اختيار همه قرار دادی. يه نکته کوچيک و اون اينکه فکر کنم جهت بعضی فلشها برعکسه. نقد۱: عوامل معنوی فقط در کشور ما نيست و در همه جای دنيا وجود داره. قيافش فرق ميکنه ولی از جنس عرضه و تقاضا نيست. البته این نافی موثر بودن این عامل نیست بلکه ایراد به بومی معرفی کردنش است. مگر اینکه گفته بشه عوامل معنوی ما با دیگر فرقهای ماهیتی داره که درست هم به نظر میرسه. نقد ۲: دلالتهای سياستگذاری آن: باز هم شکی نيست که تاثيرگذاری بر اعتقادات و اذهان در اين عامل ياد شده موثر است. ولی آنچه که بيش از تبليغات و شعار بر مردم تاثير ميگذارد واقعيت جامعه است که در دل عرضه و تقاضا وجود دارد. هرچه قدر هم که به نوآور بگوييم نوآوری خوب است و خير دارد وقتی شکمش گشنه شد بی خيال اين صحبتها ميشود. بقيه اش هم بعدا

مهدی ميم

4-طرح و تدوین مدلی مبتنی بر ایدولوژی در یک کشور با طیف انبوهی از ایدولوژی ها (ویا شاید اصلا نبود عامل انگیزشی ایدولوژیک) فاقد کارآیی لازم خواهد بود. می توان مثالهایی زد که همین ایدولوژی برای عده ای دانشمند ممکن است متفاوت بوده و شاید عامل ضد انگیزشی باشد. آنچه که مهم است رشد و پیشرفت علمی (و نوآوری هم یه عنوان یکی از نتایج آن) بایستی در راستای اهداف درست و مبتنی بر ایدولوژی های سالم باشد. 5-در این مدل، هیچگونه اثر و نشانه ای از تعامل نهادهای فعال علم و فناوری دیده نمی شود. اگر صرفا علمی به قضیه نگاه شود، اولین مدل ارائه شده در حوزه سیاستگذاری علم و فناوری (حول و حوش دهه 40 میلادی) کاملتر از این مدل است. به راحتی می توان یک سوال را پرسید: اگر ما یک عامل غیر از سایرین به عنوان محرک داریم، خوب چه ربطی برای ظهور نوآوری در یک کشور دارد؟

مهدی ميم

ابراهیم عزیز. از مطرح کردن چنین مواردی که در بطن جامعه اتفاق می افتد بسیار ممنونم. من نقدهای مورد نظر خود را بی مقدمه و به صورت شفاف بیان می کنم. البته به دلیل محدودیت ار فضای نوشتاری اینجا در دو قسمت مجزا این مساله را نوشته ام: 1-برای کشور در حال توسعه ما یادگیری در حوزه فناوری و سیاست (یادگیری سیاستی) قبل از هرگونه مدل نوآوری حائز اهمیت است. 2-هر مدلی چه با محور قرار دادن نوآوری و چه یادگیری بدون ارزیابی علمی و نقادانه فاقد کارآیی خواهد بود 3-محرک معنوی به عنوان یکی از چندین عامل انگیزه ای می تواند مطرح باشد، اما در رشد و پیشرفت علمی در فضای آکادمیک ترس از انحراف معیارها وجود دارد. در اصل وقتی ایدولوژی بر فضای اکادمیک سایه اندازد، بیم آن می رود که معیارها و استانداردهای معرفتی و علمی قربانی اهداف گروهی و ایدولوژیک گردند. البته این موضوع به معنای ساختن دنیایی فاقد ارزشها نیست،کمااینکه در رشد فناوری همواره وجود ایدولوژِیک موثر بوده است. اما این مساله به معنای ساختن مدلی مشروط به این عامل نیست.

حسين

با تشكر فراوان از ابراهيم براي اينكه هم روحيه مشاركت علمي بالايي دارد و هم به نقد خيلي بها مي‌دهد. مهمترين مشكل من در نقد كردن اين مدل بومي نظام ملي نوآوري اين است كه پاسخ اين سوالات را نمي‌دانم و تا پاسخ آنها از نظر ارائه دهنده اين مدل معلوم نباشد، نقد كردن خيلي دقيق نيست. 1. مدلي كه ايشان علاقه مند است از نظام ملي نوآوري ايران ارائه كند، توصيفي‌ست يا تجويزي يا هردو؟ يعني ايشان مي‌گويد كه خوب است كه نظام ملي نوآوري ايران اينچنين باشد (تجويزي) يا فكر مي‌كند كه نظام ملي نوآوري ايران اينچنين است؟ 2. متغيري كه ايشان با عنوان محرك معنوي بيان كرده‌اند و به مدل اضافه كرده‌اند، واقعا براي من خيلي گنگ است. محركت معنوي براي چي؟ يعني چه؟ مثلا چه چيزي هايي مصداق اين محرك معنوي‌ست؟ چگونه مي‌شود آنرا اندازه گرفت؟ 3. و بالاخره اينكه منظور از نوآوري در اين مدل به نظر مي‌رسد كه فقط مباحث اقتصادي نيست. اگر اينطوري باشد، آنوقت بايد مشخص شود كه دقيقا تعريف از نوآوري چيست؟ (ادامه دارد) حسين

حسين

با اين همه، مي‌توان چند فرض كرد و با اين فرضها اين مدل را نقد كرد. نخست اينكه با پيش‌زمينه‌اي كه من از فضاي حاكم بر دولتي‌ها دارم (و با اين فرض كه اين پيش زمينه ذهني را بتوان به دكتر هم تعميم داد) تمايلي خاصي براي واردن كردن متغيرهاي ديني-مذهبي به مدلهاي توسعه‌اي وجود دارد. تجربه بيش از 25 سال اين قبيل كارها نشان داده‌است كه معمولا اين كارها چونكه بيشتر از روي احساسات و تمايلات ايدئولوژيك است، كمتر به حدي از دقت و تبيين دقيق مي‌رسد كه قابل مطالعه و بحث باشد، چه برسد به اينكه كه پايه‌هاي عيني و شواهد تاييد كننده يا رد كننده آنها نيز به اندازه كافي قوي باشد (خودتان بهتر از من مي‌دانيد كه بر سر مفاهيمي همچون اقتصاد اسلامي چه گذشته‌است!). و نكته ديگر اينكه، بر خلاف چيزي كه در نظام ملي نوآوري مطرح مي شود، به جاي اينكه نوآوري را به صورت يك جعبه سياه (معادل دايره وسط مدل ارائه شده توسط آقاي دكتر) در نظر بگيريم، بايد درون اين متغير را واكاوي كنيم. اصلا به نظر من، قوت نگاه نظام ملي نوآوري به اين است كه فقط ديدگاه عرضه و تقاضايي صرف به نواوري ندارد. حسين

آرش ميم

از ابراهيم ممنونم. هرچند فکر نمی کنم نتایجی بر این نقدها مترتب باشد اما بهرحال کار ابراهیم کار قابل تحسينی است. کاش آقای دکتر خودشان نامه می نوشتند و از محققين اين حوزه نظرخواهی می کردند ... در مورد نقد مدل اکثر نکات سعید و مهدی بنظر من کلیدی و مهم هستند. شخصا فکر می کنم که مدل آنقدر ساده انگارانه و سیاسی است که آدم می ماند که چه بگوید! شخصا فکر می کنم که برای ترسیم سازوکار نظام نوآوری در ایران حداقل به یک تیم ۱۰ نفره از متخصصین این حوزه نیاز است که چندین سال بطور متمرکز روی پروژه کار بکنند.

آرش ميم

کامنت حسين همزمان آمد و بحث را کاملتر کرد.

ابراهیم

با تشکر از بچه ها که در بحث شرکت کردند. در مورد مساله حسین باید بگویم که منظور دکتر از مدل هردوست. خودشان گفتند که مدل از یک طرف وظیفه توصیف دارد و از طرف دیگر باید راهنمای عمل باشد. به این معنی توصیفی خالی کفایت نمی کند. حال مدل ارائه شده از طرفی توصیفی است )تجربه بعضی جاهای موفق( از طرف دیگر راهنمای عمل است. اما در کل به نظرم می توان بر خود مدل اولیه ارائه شده که جوهر نوآوری را درون گذاشته است نیز ایراداتی وارد نمود.