جوهره سياستگذاري موثر در دو كلمه

بحث خفني در خصوص مدل و مباني نظري و پارادايم فكري توسعه شكل گرفته بود. كارشناسان داخلي به مشاوران خارجي مي‌گفتند كه "بايد چهارچوب سياست‌گذاري و مدلي كه براي سياست‌گذاري داريد مدلي قوي و بومي باشد، شرايط ايران خيلي خاص است و شبيه هيچ كشور ديگري نيست". يكي ديگر از كارشناسان داخلي مي‌گفت كه "ما طي سالهاي گذشته برنامه‌ها و سياست‌هاي زيادي در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات داشته‌ايم كه خيلي سياستهاي خوبي نبودند، لذا ما را به نتيجه مطلوبي نرساندند" و بالاخره كارشناس داخلي ديگري كه كمي پخته‌تر به نظر مي‌رسيد مي‌گفت "در ايران "افراد" خيلي مهمتر از ساختارهاي رسمي و سازمانها هستند، بايد ديد فلان شخص اثرگذار در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات كجاست و چه مي‌كند؟" و بالاخره اينكه رييس تيم كارشناسان داخلي مي‌گفت كه "چاشني مسايل سياسي در سياست‌گذاري در ايران خيلي زياد است. لذا بايد در مدل خود به اين مساله هم توجه كنيد".

 

شايد متوجه شده باشيد كه گفتگوهاي بالا چيست؟ در اواخر هفته گذشته، و در راستاي تدوين برنامه جامع راهبردي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور (تكفاي 2) تيم مشاور اين پروژه كه از كارشناسان خبره و بسيار با تجربه ايرلندي (با تجربه بيش از 20 سال سياست‌گذاري براي كشورهاي مختلف اتحاديه اروپايي) در ايران حضور داشتند و گفتگوهايي بين آنها و تيم كارشناسي داخلي رد و بدل مي‌شد. در كنار همه حرفهايي كه كارشناسان داخلي در اين خصوص مي گفتند، لبخند مداوم آقاي مورفي (پيرمردي در حدود 60 يا 70 ساله با سابقه‌اي بسيار زياد در حوزه سياستگذاري) به همراه تكان دادن سر به نشانه تاييد، جلب توجه مي‌كرد. بعد از اتمام صحبتهاي با شور و حرارت كارشناسان داخلي كه عمدتا حول پاردايم، چهارچوب، مدل و روش سياستگذاري مي‌چرخيد، ايشان با گرمي و متانت خاصي گفت بگذاريد چكيده تجربه سياستگذاري در كل اتحاديه اروپايي را كه در دو كلمه خلاصه شده است را برايتان بگويم. و اندكي مكث كرد و گفت:

Share and learn. و باز تاكيد كرد: that’s it!. او گفت بسيار بيش از آنكه مدلهاي سياستگذاري و نيز محتواي سياستهايي كه شما مي گذاريد مهم باشد، اين مساله مهم است كه مكانيزمي پويا و دايمي براي به اشتراك‌گذاري ايده‌ها و تجارب خود در فضاي سياست‌گذاري داشته باشيد و مرتبا از يكديگر، گذشته و ديگران (منظورش ساير كشورها) يادبگيريد. او تاكيد مي‌كرد كه در اتحاديه اروپايي، بحثهاي زيادي بود كه بهترين مدل و چهارچوب براي سياستگذاري چيست، اما در نهايت اين نتيجه حاصل شد كه اين مدلها و چهارچوبها صرفا ابزارند و استفاده از آنها مساله‌اي است كاملا اقتضايي و وابسته به ملاحظات زمينه‌اي. آنچه در ارتقاي سياستها و اثرگذاري مثبت آنها در توسعه ملي يا بخشي مي‌تواند بسيار موثرتر باشد،‌ اين است كه فضاي سياستگذاري به سمت اشتراك گذاري مداوم ايده ها و تجارب و يادگيري از يكديگر و گذشته باشد.

 

محمد حسين رضازاده مهريزي

/ 9 نظر / 9 بازدید
آرش ميم

مطلب جالبي است و بنظر من از هنر نويسندگي نيز كم بهره نبرده است. اين مطلب مرا بياد مقاله بسيار تاثيرگذار ادواردو ويوتي مي اندازد كه در آن عنصر يادگيري را در مركز نظام علم و فن آوري در كشورهاي در حال توسعه قرار مي دهد. البته چيزي كه ويوتي به يادگيري اضافه مي كند صفتي است كه بعقيده من فوق العاده حياتي است: يادگيري فعال.

مهدی ميم

قطعا يادگيری به صورت فعال نقش کليدی را در توسعه کشور و چارچوب سياستگذاری ايفا می کند که در ادبیات از آن به عنوان یادگیری سیاستی یاد می شود. اما آيا به اشتراک گذاشتن در سيستمی که انعطاف پذيری کمتری برای بهبود دارد نيز موثر است؟ چگونه می توان در سيستمی که اجزای مهمی از قلم افتاده و يا مازاد هستند به اشتراک گذاشتن موثری را داشت؟ اگر خاطرمان باشد اقای نوناکا به اشتراک گذاشتن و يادگيری را در فضايی اثربخش می دانست که افراد حس هويت داشته و متعهد به ارتقاء سيستم بودند. بحث جالبی خواهد بود اگر بدانيم به اشتراک گذاشتن و يادگيری در چه فضايی موثرتر است و چه متافاکتورهايی بر آن تاثير کی گذارند؟

ابراهیم

با تشکر از حسین که این دیالوگ جالب را به اشتراک برای همه گذاشته است. من نمی دانم که چقدر اطلاعات آن جلسه به درستی منتقل شده است، اما دو نکته به نظرم خیلی مهم رسید. نکته اول اینکه طرف گفته این مدلها صرفا ابزارند که من شخصا با این نظر کاملا مخالفم. دوستان که خود صاحب سبکند و به کرات شنیده اند که مدلها همه مبتنی بر کلی پیش فرض و غیره هستند... هر چه مبانی نظری قوی تر و نزدیک تر به واقعیت بیشتر باشد، احتمال موفقیت در عرصه عمل بالاتر می رود. اما به یک معنا ما مجاز هستیم که از نگاه پراگماتیستی تجویز شده در بالا استفاده کنیم و آن هنگامی است که جهل ما خیلی زیاد باشد. یعنی اینکه اصلا ندانیم که با چه معیاری باید با این همه معیار و مدل و متغیر برخورد کنیم و آنها را انتخاب کنیم. در این صورت خوب است به توصیه پراگماتیستی بالا توجه کنیم و policy learning را محور قرار دهیم که ادبیات اصلی آن هم به وسیله لاندوال و جانسون در اقتصاد یادگیرنده توسعه داده شده است. (چهار نوع یادگیری در اقتصاد یادگیرنده که یکی از آنها policy learning) است. اما باز هم جای یک سوال باقی می ماند، همانی که دکتر مهدی مطرح کرد: چگونه این مکا

ابراهیم

یادگیری و به اشتراک گذاری را در ایران با این همه نظرات مختلف و متفاوت پیاده کنیم. یک راه خوب این است که یک انسان بزرگ و کاردرست از خارج بیاید و همه را به یک مدل یا چیز دیگری توصیه کند و ملت قبول کنند. اگر جواب دهد و گرنه بعضی اساتید همین الان توی دانشکده معتقدند که از اسپرو و مایکل هابدی و غیره خیلی بیشتر می فهمند... من که راهی به ذهنم نمی رسد...

سعيد

سلام به همه و مخصوصا حسين آقا از متن نوشته شده و صحبتهای دوستان اين استفاده رو ميکنم که اولا بايد يک يا چند مدل برای انجام پروژه های اينچنينی به صورت واضح در اختيار افراد وجود داشته باشد. ديگر اينکه در مقام عمل به صورت مرتب از محيط بازخورد گرفته شود. به همين شدت هم به محيط اطلاع رسانی شود. يعنی آن متافاکتورهايی که مجيد آقا ياد کرده اند هم بايد در طول انجام کار رشد کنند.

سعيد(ادامه)

نکته ای هم بايد اضافه شود. در کشور ما معمولا وقتی عده ای برای انجام کاری به نتيجه ميرسند ناگهان از آسمان موجودی پايين می افتد که به صورت دستوری و اجباری عنصری را وارد کار کند. در طول انجام کارهای بزرگ کشور اين حادثه زياد تکرار ميشود. معمولا پروژه هايی در کشور موفق بوده اند که مجريان آنها در طول انجام پروژه توانايی مقابله با اين شرايط را داشته اند. شايد قاليباف مثال خوبی از اين چيزی که گفتم باشد

آرام

در خصوص مسأله يادگيري به نظر من نكته اي كه در بحث يادگيري معمولاً از قلم مي افتد مشكل ترس از يادگيري است كه حداقل در ايران شديداً به آن مبتلا هستيم و شايد به روشهاي آموزشي ما در دوران تحصيل برگردد كه ايت ترس را در افراد نهادينه ميكند

حسين

با تشكر از همه دوستان در خصوص متافاكتورهايي كه آقا مهدي گفتند، خيلي خوب است كه كمي بيشتر توضيح دهند يا اينكه متن بعدي را در اين مورد در وبلاگ بنويسند. در خصوص ترس از يادگيري هم خيلي خوب بود كه خانم مظفري بيشتر توضيح دهند و مثالهاي ملموسي از آنرا در سطح بنگاهي و نه فردي معرفي كنند. با تشكر