جایگاه اصطهبان در نقشه جامع علمی

عزیزی که او را مانند یک استاد دوست میدارم همیشه می گوید ما ایرانیها یا ایستاده ایم و یا در حال دویدن هستیم. هیچگاه نمی توانیم راه برویم!

یکی دو هفته پیش بزرگواری که این روزهاافتخار موانست بیشتری با او دارم از یکی از جلسات اداری سطح بالا تعریف میکرد که چون بحث به تعیین اولویتهای علمی کشور در افق چشم انداز رسیده است ونتایج مجموعه مطالعات حدودا ٣ ساله در این زمینه ارائه گشته یکی از حضارسر بر می آورد و می گوید نظر سازمان متبوع من این است که اولویتها اینمواردی که مطرح شده نیستند بلکه عبارتند از ... و حدود چند ده عنوان رامطرح می نماید. فردی که مسئولیت اداره جلسه را بر عهده داشته هم بعد از رفتوبرگشت مباحث برای این که نه سیخ بسوزد و نه کباب تصمیم می گیرد که همهعناوین پیشنهادی آن آقا هم به لیستی که ماحصل ٣ سال مطالعه بوده اضافهگردند و خلاصه لیست جدید که قرار بوده حاوی "اولویتها" باشد تقریبا همهشاخه های علوم را در بر می گیرد. راوی این ماجرا بیشتر از این متاسف بود کهظرف سه سال گذشته با چه دقت و حدت نظری تلاش شده بود که اولویتها شناختهشوند و چه حیف که این زحمات بدین گونه بر باد رفت! خدمت این سرور گرامیجمله مشهور دکتر شیرمحمدی دانشگاه صنعتی اصفهان را یادآور شدم که فرمودهبود: ما جماعت ایرانی با میکرومتر اندازه می گیریم، با خط کش علامت می زنیمو با تبر قطع می کنیم!

درست در حساسترین مواقف تاریخ که بایدآگاهانه ترین تصمیمات را بگیریم به یلخی ترین شکل ممکن همه سرمایه گذاریها وزحمات گذشتگان را بر باد می دهیم و نباد که این داستان ادامه یابد!

این داستانها را که گفتم یاد این خاطره همافتادم که درست در همان روزهای نخستی که رهبر انقلاب مساله ضرورت ترسیمنقشه جامع علمی کشور را مطرح فرموده بودند،‌ به فاصله شاید چند ماه گذرم بهیکی از مجموعه های زیر نظر وزارت علوم افتاد و نظرم به اعلامیه برگزاریهمایشی جلب شد که قرار بود به زودی برگزار شود و در واقع فراخوان مقالهداده بود. عنوان این همایش ارزش ساعات متمادی تفکر و اندیشه همراه با اندوهرا داشت و دارد. عنوان این همایش بود: " همایش علمی تبیین جایگاه اصطهباندر نقشه جامع علمی کشور"!!!!!!

یعنی خدا بود واقعا!!!! هنوز نه به داربود و نه به بار. یه نفر پیش خودش فکر کرده بود "حالا که ظاهرا قرار استجغرافیای کشور بر مبنای وضع علمی فرق کند اگر زود بجنبیم احتمالا این باروضع و حالی بهتر خواهیم یافت". لابد با کلی مقامات شهرستان هم حرف زده وهمه را متقاعد کرده که این خیلی همایش مهمی است. ... خلاصه هم خندیدم و همتا مدتها به دور بودنمان از قافله صلاح وصواب تاسف خوردم!

 

هادی نیلفروشان

* مطلب فوق در این آدرس نیز قابل مشاهده است: http://gholesadid.persianblog.ir/post/77/

/ 5 نظر / 13 بازدید
samin

سلام عزیزم وبلاگ بسیار زیبایی داری . منم مجموعه های آموزشی خوبی تو سایتم دارم . خواستی یه سر بزن . راستی من هر روز بهت سر میزنم . موفق باشی

مهدی کیامهر

من هم متاسف شدم چون در قالب یک پروژه‌ای چند سال پیش کمکی در راستای تدوین نقشه جامع علمی داشتم. واقعا تاسف خوردم. شاید این موضوع نه سیخ و نه کباب که به خصوص در سیستمهای دولتی ما زیاد است حداقل دو تا ریشه داشته باشه: یکی عدم قاطعیت و جسارت در تصمیم گیری رییس شورای مربوطه که میتونه زاییده عوامل متعددی باشه از جمله اینکه رییس مربوطه خودش متخصص موضوع نیست و اصولا آمده که جمع را به تصمیم برساند و دوم هم اصرار زیاد دستگاههای ایران به تصمیم‌گیری شورایی.

ابراهیم

یک زمانی اولی که به اسپرو اومده بودیم، یک درسی بود به نام سیاست، قانونگذاری و ... که حالا اسم دقیقش مهم نیست، و ما هم لازم بود درس رو شرکت کنیم. یادمه که من از اول از این درس بدم میاومد و سرکلاسهاش هم گوش نمی کردم و خلاصه باهاش حال نمی کردم در حالیکه بقیه بچه ها خیلی دوستش داشتند. در هر صورت، حالا که دست روزگار ما رو سر این درس نشوند و کتابهای اون رو خط به خط خوندم و بعضی هاش رو هم حفظ شدم، و خیلی تجربیات کشورهای دیگر رو هم دیدم، به نظر میاد که زیاد اتفاقی که افتاده اتفاق عجیبی نبوده (هرچند بد بوده)، چون تقریبا همه جای دنیا این است. مساله اینه که شما هرچقدر هم کار کارشناسی انجام دهید، تصمیم را سیاستمدار می گیرد و برای سیاستمدار کار کارشناسی یکی از متغیرهاست و خیلی از متغیرهای دیگری هم هست که برای وی مهم است ولی برای کارشناس اصلا دیده نمی شود (درست یا غلط). لذا سیاستمدار تصمیمی را اخذ می کند که شاید در نهایت اصلا برخلاف نظر کارشناسی باشد. مخصوصا که اون سیاست یک سیاست توزیعی (نظیر اولویت گذاری) باشد.

ابراهیم

البته راهکارهایی برای این مساله پیشنهاد شده، اما هیچ کدام از این راهکارها نمی تواند نقش سیاست را حذف کند، فقط به این سمت می رود که یا سیاستمدار را در قبال تصمیمی که میگیرد مسول کند و از وی بازخواست کند یا اینکه سیستم را به سمت یادگیری ببرد که در صورت اشکال بتواند آن را اصلاح کند... نکته ای که کشور ما خیلی بدان نیازمند است و نوشته های اینچنینی می تواند قدمی، هرچند کوچک، در راه شفاف سازی و ایجاد مسوولیت باشد...

محمد حسين رضازاده مهريزي

سلام بر دوستان و مخصوصا آقا هادي عزيز و ممنون بابت نكته قشنگ‌تون. بيان اين دردها هم مي تونه خودش شروعي باشه براي يافتن راه‌حلهايي موثر.