حیرت در میان یاس و امید

باسمه تعالی

سخن را با جمله­ای از فرمایشات امام راحل آغاز می­کنم. امام می­فرمایند: " امید را که از جنودالله است در خود زنده بدارید و یاس را که از جنود شیطان است در خود بمیرانید".

تعبیر امام راحل آن است که "امید" از "سربازان خدا" است و ما که خود را معتقد به آیین الهی می­دانیم طبعا نسبت به این سرباز خدا نمی توانیم بی رغبت باشیم. اما واقعیت آن است که امید فرمایشی خلق نمی شود. نمی­شود گفت امیدوار باشید و آنگاه خلق خدا امتثال اوامر نمایند و امیدوار شوند. امید اگرچه یک حس روانی است ولی ریشه در واقعیتها دارد و البته بزرگان گفته اند اگر نگاه شما به واقعیت ها آمیخته با ذکاوت و بصیرت باشد همیشه پنجره­ای به باغ امید گشوده می­شود. ولی این همیشه گاهی وقت­ها مصداق خارجی پیدا نمی کند. مواقعی هست که هر چقدر بخواهی به واقعیت­ها از زاویه­ای زیبا و امیدوارانه بنگری، انصافا نقطه روشنی نیست و اینجاست که سایه­های یاس بر وجود انسان حکمفرما می­شود.

این روزها به دلایل مختلف خود را در میان برزخ امید و یاس حیران می­بینم. از اوضاع و احوال درس و دانشگاه سخنی نیست که دغدغه­های برتر و بالاتری در میان­اند و من به این باور رسیده­ام که اگر پنجره­ای هم به باغ امید گشوده است همان پنجره گفتن و نوشتن است تا همگان بدانند، دردها را تسهیم کنیم و همگان به دنبال دوا باشیم.

چندی پیش خبردار شدم که در یکی از زیرمجموعه­های وزارت نفت که اتفاقا از زیرمجموعه­های تکنولوژی محور و عمیقا وابسته به تکنولوژی است، پس از گذشت N سال ( N حداقل بالای 20 سال است) واحد تحقیق و توسعه راه­اندازی شده است. مدیریت محترم این واحد رقیمه­ای در 25 صفحه تهیه فرموده و با عنوان پیش­نویس رسالت، خط مشی و اهداف ارسال نموده­اند. از من خواسته شد که در لبیک به ندای این مدیریت محترم، پیشنهاد پروژه­ای تقدیم حضور ایشان ارایه کنم. اجازه می­خواهم به پاره­ای از سرفصل­های مندرج در رقیمه شریفه ایشان اشاره کنم: ( عبارات دقیقا از متن ایشان نقل شده است)

1-       تاکید بر نقش کلیدی و حساس مدیریت دانش­محور و توسعه مبتنی بر پژوهش و "... هرکجا که نقصان و وقفه   و کاستی قدعلم کرده، حاکمیت غفلت از نظام تصمیم­گیری­های دانش­محور و پژوهشگرانه {دیده می­شود}... که فرمود" توانا بود آنکه دانا بود"".

2-       تاکید بر اینکه " درکشورهایجهانسوم،کشورهایاسلامیوازجملهایران،هنوز تحقیقجایگاهحقیقیخودرانیافتهاست....عدمتوجیهضرورتپژوهش،عدمترسیمپایه­هاینظریوروششناسیآن،فراهم نبودنامکانهاوابزارلازمودرمواردیجانبدارانهبودنکارکردسازمانهایتحقیقاتی می­تواندازعواملناکامیپژوهشدرایرانباشد."

3-       توضیح مدیریت خلاقیت، تعریف نوآوری و توضیح فهرست­وار سازمان­های خلاق.

4-       ارایه راه­کارهای تقویت خلاقیت.

5-       پیوند سه­جانبه بین تحقیق، توسعه و فناوری.

6-       اهمیت فرهنگ تحقیق.

7-       تعریف فناوری بنابر تعریف اسکاپ (4 مولفه کلیدی سخت­افزار، دانش­افزار، مغزافزار و سازمان­افزار)

8-       رویکردهای کلی اکتساب فناوری

9-       ارایه راهکار تعادل استراتژیک برای حل معضل ضرورت اتکا به منابع داخلی جهت تحقیق و پژوهش و از آن طرف پرمخاطره و زمان­بر بودن پژوهش در صنعت نفت

10-    بیان الزامات و سازوکارهای خاص انتقال فناوری موفقیت آمیز شامل اطلاع­رسانی فعال و اثربخش نیازهای فناورانه صنعت به دانشگاه­ها، بازاریابی فناوری، اطلاع شرکت­های داخلی از فناوری­های شرکت­های همسایه "...یک مورد کاوی تاسف­انگیز در کشور چین نشان داده که شرکت­های تولید­کننده تلویزیون در این کشور، 16 بار تکنولوژی تلویزیون رنگی را از شرکت­های خارجی خریده­اند."

11-    اشاره به چاره خردمندانه و مبتکرانه ببرهای اقتصادی آسیا در تدارک نهاد ویژه­ای موسوم به فن­بازار

12-    اشاره به تفاوت ساختار واحدهای تحقیق و توسعه تحت نظام شرکت­های IOC در مقابل ساختارهای NOC. و نقل قول از یک بنده خدا در دانشگاه IIT که مهم­ترین چالش­های واحد تحقیق و توسعه در زیرمجموعه مورد نظر در دو محور طبقه­بندی شده­اند: الف) عدم هماهنگی کامل بین نتایج تحقیق و توسعه و اهداف تجاری مورد نظر مدیر مجموعه  ب) عدم دانش و تجربه کافی مدیر مجموعه با نحوه مدیریت واحد تحقیق و توسعه

13-    اشاره به اینکه شرکت IOC یک تحقیق و توسعه زایا می­خواهد و NOC یک تحقیق و توسعه اداری-اجرایی.

14-    بعد هم ضرورت راه­اندازی واحد تحقیق و توسعه را در سازمان خود بیان فرموده­اند و رسالت، چشم­انداز، اهم سرفصل­های اولویت پژوهشی، اهداف کوتاه مدت و اهداف بلند مدت را تقریر فرموده­اند.

طبعا بنده هم مثل شما چیز زیادی از این بیانات متزلزل و لایتچسبک نفهمیدم و به هرحال برای ادی تکلیف، پیشنهادی را جهت تدوین استراتژی توسعه تکنولوژی در بخش مذکور آماده کرده و به دیدار این مدیر فرهیخته شتافتیم.

به روایت اسناد قابل ارایه، در این جلسه که حدود دو ساعت به طول انجامید هرچه تلاش کردم عقل خداداد ( در حد همان بضاعت مزجات) و سواد علمی (در حد همان متاع قلیل) را به کارگیرم تا بفهمم جناب اقای دکتر چه مراد فرموده­اند هیچ دستگیرم نشد. فقط مشخص شد که اولا حضرت ایشان اراده فرموده­اند منشور صنعت مذکور را تهیه فرمایند و ما هرچه تلاش کردیم معادل این لغت منشور را در میان انبان لغات علم مدیریت جستجو کنیم چیزی دستگیرمان نشد. فقط فهمیدیم که از دید ایشان رسالت، چشم­انداز و استراتژی همه یکی هستند و "سر لغت دعوا نداریم".

بعد از این جلسه از اینکه 1 روز کامل کاری به بخارات فکری این جناب مدیر تحقیق و توسعه تلف شد تاسف نخوردم. فقط به این باور رسیدم که لا اقل در صنعت نفت و باز هم لااقل­تر در بخش­هایی که اتفاقا تکنولوژی محورتر هستند، توسعه تکنولوژی و تحقیق و توسعه هنوز مفاهیمی فانتزی هستند و ما حالا حالا ها با نقطه شروع! فاصله داریم.

به نظرم فضای موجود وبلاگ، محمل مناسبی برای انتقال واقعیت­های عینی و ملموس از مخاطبان مفاهیم سیاست­گذاری توسعه علم و تکنولوژی و نوآوری در کشور است. برادران و خواهران عزیز خود را به اشتراک گذاردن این تجارب دعوت می­کنم.

هادی نیل‌فروشان

/ 5 نظر / 11 بازدید
آرش میم

ممنون از هادی عزیز بخاطر نوشتن متنی شسته و رفته و خواندنی. من هم فکر می کنم که باشتراک گذاشتن این تجربیات روزمره در این وبلاگ قطعا مفید است.

ابراهیم

با سلام اول از همه تشکر از هادی که مطلبی را که شاید درد دل بیشتر بچه هایی که با سطوح سیاستگذاری کاری داشته اند نیز باشد را به این وضوح مطرح کرده است. دوم از همه اینکه به خودم تبریک بگویم که بالاخره توانستم این لپ تاپ را که مال موزه لوور پاریس است را به اینترنت وصل کنم، نه از طریق بی سیم، بلکه از طریق سیم آنهم در دانشگاه ساسکس. حقیقتا تا الان توی کف نوشتن فارسی مونده بودم و نمی تونستم کاری از پیش ببرم. سوم اینکه این مساله ای که مطرح شده به نظر نه تنها دغدغه مشترک همه ماست، بلکه یکی از گلوگاه های اصلی خواهد بود که در آینده با آن به صورت جدی مواجه می شویم در حالیکه چاره ای برای آن نیاندیشیده ایم و احتمالا نتوانیم کاری از پیش ببریم. به نظر خوب است دوستان اگر راهکاری سراغ دارند در مورد نحوه برخورد یا تجربه خودشان را اینجا مطرح کنند که در مواقعی که با مدیران شعاری برخورد می کنیم چه باید کرد که هم کاری کرده باشیم و هم بتوانیم کار را از پیش ببریم...

محمد پ

با سلام به همه دوستان! و تشکر از هادی عزیز من هم خوشحالم که بعد از چند روز غیبت امکان گفتگوی دوباره با دوستان را پیدا کرده ام. [لبخند] راستش به نظر من با پدیده هایی مثل این از دو زاویه کلی میشود نگاه کرد:[سوال] اول اینکه جایگاه خودمان را با بقیه مقایسه کنیم. که احساس عقب ماندگی میتواند موجب یاس[ناراحت] یا انگیزش[دست] شود. دوم اینکه در یک نگا جامعتر به این نکته توجه کنیم که این هم برای خودش حرکتی است و یکی از قدمهای لازم.[خجالت] از این دید به نظر من درست است که سازمان مذکور در آزمون نمره 3 از 20 آورده اما باید دقت کرد این سازمان تا پیش از این اصلا از درس خواندن فراری بوده و اثر تبلیغاتی فعالیتهایی که در کشور برای توسعه علم و فناوری صورت گرفته (از جمله دوره های دانشگاهی) این دانش آموز گریزپا را به هر ترتیب به مدرسه کشانده است. اگرچه او در سن بالای 20 سالگی به مدرسه آمده است اما وقتی با سواد شود گام مهمی در راستای توسعه کشور برداشته شده است (حتی اگر دوران تحصیلش 12 سال طول بکشد). به امید ریشه کنی بیسوادی[گل][گل][گل]

محمد حسين رضازاده مهريزي

با تشكر از نوشته ارزشمند هادي و نظرات دوستان من هم به صورت كلي با نظر محمد پ موافقم كه اين هم در جاي خودش ارزشمند است،اما نگرانم كه اين طفل گريزان از مدرسه نه به خاطر درس خواندن و علاقه به خود علم، نمره 3 آورده، بلكه به اين خاطر كه بابايش بهش وعده شكلات و دوچرخه داده و اگر روزي برسد كه اين بابا اين وعده ها را ندهد يا اينكه اين وعده ها را به خاطر كار ديگري غير از مدرسه رفتن بدهد، اونوقت من نگران خواهم بود كه اين مدرسه همچنان بي‌طفل و دانش‌آموز خواهد ماند! تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!

سعید

با سلام به همه عزیزان و علی الخصوص هادی و عرض ممنونیت از متنش همانطور که هادی هم گفته این متن کلماتی آشنا و ترکیبی ناآشنا دارد. من این اتفاق را به فال نیک میگیرم. به قول محمد مثل بچه ای که بالاخره بعد از مدتهای زیاد فهمیده که باید درس بخواند سازمانهای ما به این مسئله رو آورده اند. فکر میکنم که جایگاه امثال هادی که با بدنه اجرایی درگیرند جایگاه مشاوری صبور است. مشاوری که زبان درد مشتری را سعی میکند بفهمد و به زبان دقیق ادبیات تبدیلش کند. باز هم ممنون